تبليغاتX
انتخابات . اطلاع رسانی

 معرفي اجمالي

روزنامه رسمي كشور يكي از سازمان‎هاي وابسته به قوه قضائيه است كه به صورت شركت سهامي اداره مي‎شود. مطابق اساسنامه قانوني مصوب   28/12/1352، اركان شركت عبارتند از: مجمع‎عمومي، هيئت‌مديره و مدير عامل و بازرس قانوني است و رياست محترم قوه‎قضائيه رئيس مجمع عمومي شركت مي‎باشند.

برابر ماده 4 اساسنامه (اصلاحي 12/11/1381) ، موضوع شركت اداره و چاپ و نشر روزنامه رسمي كشور, انجام سفارشات چاپي و مطبوعاتي قوه قضائيه, وزارتخانه‌ها, موسسات و شركتهاي دولتي و نهادهاي عمومي غيردولتي, تهيه, چاپ, توزيع و فروش كتب و نرم افزارهاي الكترونيك و رايانه‌اي مي‎باشد.

وظيفه اصلي شركت، چاپ و نشر كليه قوانين و مصوبات مجلس شوراي اسلامي، مصوبات مجمع‎تشخيص‎مصلحت‎نظام، آيين‎نامه‎ و تصويب‎نامه‎هاي هيئت‎دولت و آراء وحدت‎رويه ديوان‎عالي كشور و ديوان عدالت اداري است. از ديگر وظايف مهم روزنامه رسمي كشور چاپ و نشر برخي آگهي‎هاي قانوني- قضايي،همچون آگهي‎هاي مربوط به به تاسيس و ثبت شركت‎هاي تجاري است.

برابر ماده( 2) قانون مدني، قوانين و مقررات ،پانزده روز پس از انتشار در روزنامه رسمي در سراسر كشور لازم‌‎الاجراست مگر آن كه در خود قانون ،ترتيب خاصي براي موقع اجرا مقرر شده باشد.

سهام شركت صد در صد متعلق به دولت بوده و به طور كلي از بودجه عمومي كشور استفاده ننموده و كليه هزينه‎هاي جاري خويش ر ا از محل منابع داخلي ،حق‎الدرج آگهي‎هاي قانوني و چاپ دفاتر و اوراق قوه قضائيه ،وزارت دادگستري و سازمان‎هاي تابعه تامين مي‎نمايد.

روزنامه رسمي در حال حاضر واجد 133 پست سازماني (65 پست در بخش‎هاي مختلف اداري و 68 پست در بخش چاپخانه) مي‎باشد.

تاريخچه

روزنامه رسمي كشور يكي از سازمان‎هاي وابسته به قوه قضائيه است. به موجب ماده واحده سال 1289 شمسي دولت موظف گرديد در پايتخت روزنامه‎اي حاوي دستخط‎ هاي سلطنتي و احكام وزارتخانه و عزل و نصب مامورين و قوانين موضوعه منتشر سازد و اين روزنامه با نام (مجله رسمي وزارت دادگستري منتشر مي‎گرديد.

در سال 1323 به موجب تبصره 3 قانون بودجه مجلس شوراي ملي اين وظيفه به عهده مجلس محول گرديد و هيات رئيسه مجلس موظف گرديد آن را به صورت يوميه منتشر سازد كه اولين شماره با نام (روزنامه رسمي كشور) در تاريخ يكشنبه 22/11/1323 انتشار يافت اين وضع ادامه یافت تا اينكه به موجب تبصره (18) قانون بودجه سال 1338 كل كشور روزنامه رسمي به وزارت دادگستري منتقل گرديد و نهايتاً به موجب ماده واحده مصوب 26/1/1351 سازمان روزنامه رسمي به شركت سهامي تبديل گرديد.

وظايف و اختيارات

1 - اصل (69) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران - «مذاكرات مجلس شوراي اسلامي بايد علني باشد و گزارش كامل آن از طريق راديو و روزنامه رسمي براي اطلاع عموم منتشر شود ...».

2 - ماده (1) قانون مدني ـ مصوبات مجلس شوراي اسلامي و نتيجه همه‌پرسي پس از طي مراحل قانوني به رئيس جمهور ابلاغ مي‌شود. رئيس جمهور بايد ظرف مدت پنج روز آنرا امضاء و به مجريان ابلاغ نمايد و دستورانتشار آن را صادركند و روزنامه رسمي موظف است ظرف مدت 72 ساعت پس‌از ابلاغ منتشر نمايد. تبصره ـ در صورت استنكاف رئيس جمهور از امضاء يا ابلاغ در مدت مذكور در اين ماده به دستور رئيس مجلس شوراي اسلامي روزنامه رسمي موظف است ظرف مدت 72 ساعت مصوبه را چاپ و منتشر نمايد.

3 - مادة (3) قـانـون مـدني ـ انتشـار قوانيـن بـايد در روزنـامه رسمي به‌عمل آيد.4- و   ........

برای آشنایی بیشتر به سایت زیر مراجعه شود .    Iranian  Official  Journal

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 18:32 |

  وظایف و اختیارا ت ریاست جمهوری : چرا انتخابات ریاست جمهوری در ایران مهم است ؟

             مطابق اصل 113 قانون اساسی " پس از مقام رهبری رییس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می شود ، بر عهده دارد "

رییس جمهوری با رای مستقیم مردم و برای مدت چهار سال انتخاب می شود و طبق اصل 114 قانون اساسی انتخاب مجدد او به صورت متوالی برای یک بار ممکن است .حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب از طرف مردم باید به وسیله مقام معظم رهبری امضاء و تنفیذ می گردد . رهبر معظم انقلاب اسلامی به اختیارات این جایگاه مهم و حساس چنین اشاره می کند :

انتخابات یک حادثه مهم است ، چون مردم اختیار کشور را برای مدت 4 سال به دست انسانی خواهند داد ، و اوست که می تواند در این مدت بودجه و در آمد و نیروی انسانی و سازمانهای کشور را به کار بگیرد ، یا درست یا خدای نکرده نادرست ، یا کامل یا خدای نکرده ناقص ، یا همراه با صحت عمل ، یا خدای نکرده دچار شائبه های سوء عمل ، یا با توجه به نیازهای مردم ، متوجه به باز کردن گره های زندگی مردم ، متوجه به رفع مشکلات انبوهی که وجود دارد یا خدای نکرده بی اعتنایی به اینها. پس انتخابات از این جهت بسیار مهم است که ملت ایران می خواهد اداره کشور را برای چهار سال به دست انسانی بسپرد که از لحاظ قانونی اختیارات وسیعی دارد ، امکانات بی نظیری در اختیار دارد و می تواند ملت و کشور را 4 سال و حتی بیش از 4 سال جلو ببرد و می تواند متوقف نگه دارد یا خدای نکرده به عقب برگرداند .(حضرت آیه الله العظمی خامنه ای14/3/1384)

 ایشان در فرازی دیگر می افزایند : رییس جمهور جایگاه بسیار والایی دارد ، توانایی و اختیارت فراوانی از لحاظ قانونی متوجه رییس جمهوری است . بودجه کشور در اختیار رییس جمهور است ، مدیران کشور در سطوح مختلف در اختیار رییس جمهور هستند . بنابراین تعیین رییس جمهور ، یعنی تعیین مدیری که بتواند ثروت عظیم مردم را که در بودجه و امکانات و مدیریت های کشور متبلور است .، به نحوی در سرتا سر آفاق این ملت گسترش دهد و نیاز های مردم با این ثروت عظیم برابر بشود .(حضرت آیه الله العظمی خامنه ای 1/1/84) حال با   توصیف چنین جایگاهی با این سطح از اختیارات است که اهمیت انتخابات ریاست جمهوری بیش از پیش مشخص می گرددو ضرورت می یابد تا انتخاب کنندگان با در نظر گرفتن جوانب کار و یافتن فردی صالح ، چنین اختیارات وسیعی را برای مدت 4سال به وی بسپارند .

مطابق قانون اساسی اختیارات زیر را برای رییس جمهور می توان  در نظر گرفت :

1-  مسئولیت اجرای قانون اساسی :یکی از مهمترین و ظایف رییس جمهور اجرای قانون اساسی می باشد و می تواند از طریق نظارت ، کسباطلاع ، بازرسی و پیگیری اقدامات لازم را به عمل آورد ودر صورت توقف یا عدم اجرای اصلی از اصول قانون اساسی به نحو مقتضی اقدام نماید .

2-   انتخاب و عزل وزیران : به موجب اصل 133 قانون اساسی، وزیران توسط رییس جمهور تعیین و برای گرفتن رای اعتماد به مجلس معرفی می شوند .

3-   ریاست هیئت وزیران : رییس جمهور بر کار وزیران نظارت کرده و با اتخاذ تدابیرلازم به هماهنگ ساختن تصمیمات اقدام می کند .

4-   توشیح قوانین و عهد نامه ها : مصوبات قانونی و عهد نامه ها و مقاوله نامه ها وقتی لازم الاجرا می شوندکه از طرف رییس جمهور رسما امضاء و به ماموران اجرایی کشور ابلاغ شود .

5-   اختیار وضع آیین نامه های اداری : طبقاصل 138 قانون اساسی هیات وزیران می توانند برای انجام وظایف قانونی خود به وضع نظامات و آیین نامه های عمومی مبادرت کنند و ریاست جمهوری به عنوان رییس هیئت وزیران می باشد .

6-   اعزام سفیران به خارج و پذیرش سفرای خارجی : سفیران به پیشنهاد وزیر امر خارجه و تصویب رییس جمهور تعیین می شوند .

7-   اعطای نشان های دولتی : طبق اصل 129 قانون اساسی  اعطای نشان های دولتی با رییس جمهور است .

8-   ریاست شورای امنیت ملی : طبق اصل 176 قانون اساسی به منظور تامین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی ، شورای عالی امنیت ملی به ریاست رییس جمهور تشکیل می شود . 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 22:45 |

انتخابات ، معیارها ،هشیاری ها

                30 سال از انقلاب اسلامی گذشت و در آستانه سی و یکمین سال آن قرار داریم در این سی سال سابقه شگفت انگیزی رقم خورده است . شگفتی از این رو است که این انقلاب توانسته است سه دهه در میان دریایی مواج و توفانی از هزاران توطئه بزرگ و نقشه های شوم وخطرناک  از سوی جهان استکبار با همه تلاش و توانشان ، یکه وتنها روی پای خود بایستد ، دست رد بر سینه همه آنان بزند در بیش از 8 سال جنگ تحمیلی از سوی آنان شکست شان بدهد .در مصاف سیاسی بر آنان فائق آید ، در رقابت و مصاف علمی به آنان تنه زند ودر برخی محورها بزرگی و اقتدار خویش را به رخشان بکشد و در دیگر نبردها و صحنه ها نیز نه تنها در منطقه بعنوان بزرگترین قدرت ودر جهان بعنوان قدرتی تاثیرگذار و بزرگ به ثبت رساند .این همه ، مرهون اسلام عزیز بعنوان هویت و ماهیت انقلاب از یک سو ، بصیرت و هشیاری و فداکاری ملت قهرمان ایران از سوی دیگر ، و رهبری آگاهانه و حکیمانه انقلاب از سوی سوم است .در طی این سی سال حدود سی انتخابات برگزار شده است ، و در 22خردادآینده  انتخابات بسیار مهم وحساس یعنی دهمین انتخابات ریاست جمهوری در پیش است . که گرچه هنوز به بیش از 2 ماه به زمان برگزاری آن وقت باقی است اما مدت هاست که این موضوع بعنوان مهمترین سوژه اجتماعی و مطبوعاتی مورد اهتمام قرار گرفته و سخنرانی ها ،و قلمزنی ها ،گمانه زنی ها ،جلسات ، برنامه ریزی ها ، تعریف ها ،تخریب ها و سایر فعالیتهای انتخاباتی پیرامون آن صورت پذیرفته است . به تبع این امر در خارج از مرزها نیز عملکردها و موضع گیریهایی از سوی رجال سیاسی ، دولت ها ، مطبوعات ، خبر گزاریها و بنگاههای وابسته به استکبار متناسب با اهداف و تئطته های شوم آنان شکل گرفته و هرچه زمان انتخابات نزدیکتر می شویم این حرکت نیز تشدید می گردد .هرچند سردمداران این سیاست می کوشند به گونه ای حرکت کنند که مردم فهیم ایران نسبت به آنان مشکوک و حساس نشوند و موضع آنان در حمایت و دفاع از جریان اصیل انقلاب و خط امام (ره)یعنی جبهه اصولگرایی محکم تر و پابرجاتر نگردد، اما از آنجا که هرقدر روی لجنزار را بپوشانند بوی تعفن آن زننده تر و مشمئزکننده تر می شود همواره موضع گیریهای آنان در مجالس سیاسی ، مطبوعاتی و رسانه ها مبتنی بر حمایت از جریان اصلاحات و تخریب خط ولایت انقلاب اسلامی و افرادی است که در این خط گام برمی دارند و بوی متعفن آن موضع گیریها از هزاران کیلومتر مسافت ، شامه ملت فرزانه و قدر شناس ایران را می آزارد . حقیقت این است که حفظ آن دستاوردهای سی ساله به بیداری و هشیاری عمیق مردم در برخورد با انتخابات دهم ریاست جمهوری در خرداد ماه آینده بستگی دارد .

همه انسانهای فهیم و با تجربه اذعان دارندکه حفظ یک دستاورد از ایجاد آن بسیار مشکلتر و پرهزینه تر است . اکنون تمام جبهه استکبار از بیرون و جریات بیگانه و یا کم ارادت نسبت به خط اصیل اسلام ، امام و سنگر ولایت و رهبری بزرگوار انقلاب متبلور در مسیر اصولگرایی دانسته یا ندانسته ، همه دست بدست هم داده اند تا این انتخابات را به بن بست کشانده و راه این نظام مقدس و ملت زجر دیده و مسلمان را به سوی مسیر دلخواه خود منحرف سازذ و نکته بسیار مهم در این رابطه آن است  که تحقق  این هدف شوم خود را عمدتا در مسیر جریان معروف به ( اصلاحات ) میداند . این سئوال مهم همواره در ذهن مردم قهرمان ایران وجود دارد که چرا دشمنان بزرگ و جهانی این انقلاب ، امریکا و اسرائیل از جریان اصلاحات حمایت و جانبداری می کنند و از ورود برخی از نامزدهای ریاست جمهوری وابسته به آن سخت خوشحال و خرسندند و ان را پنهان نیز نمی سازند متقابلا از استمرار جریان اصولگرا در جایگاه ریاست جمهوری ایران بشدت بیمناک و ناراحتند ؟د ر این راستا دو ملاک بسیار مهم وجود دارد که می تواند ملت فهمیده و هوشیار ایران را در ک و تشخیص و ظیفه دینی،انقلابی و ملی خود در انتخابات یاری رساند .ملاک اول آن است که دشمنان انقلاب در پیشبرد توطئه های خود اصالتا نظری به افراد و حتی جریانات ندارند .آنچه برای آنان مهم است تحقق اهداف شوم شان و جلو گیری از خطر روشن و اصیل اسلام ،انقلاب و رهبری است . بر اساس همین خط و مشی ، از جریانات و افراد خاصی حمایت کرده و جریانات و افراد دیگری را تخریب نموده و می کنند .ملاک دوم که به نوعی به اولی باز می گردد معیاری است که امام امت (ره)برای مردم تبیین کردند که بر اساس آن هر فرد یا جریان مورد حمایت دشمن ، نباید مورد حمایت ملت قرار گیرد ،و بعکس ،هر فرد یا جریانی که مشمول تخریب ، فحاشی و انتقاد دشمن قرار می گیرد ، باید از حمایت مردم برخوردارگردد. در کنار این معیارها ،ملاک های دیگری نیز برای مردم وجود دارد که به خوبی خط سیر آنها را روشن می سازد . مردم چگونه به جریانی رای دهند که سالها در این مملکت و با استفاده از پول همین ملت ، تمامی مقدسات آنان از خدا گرفته تا دیگر مقدسات  همه را مورد هتک حرمت قرار داده اند و به آنها جسارت کرده اند ؟جالب اینجاست که آنان هنوز نیامده ،دورجدیدی از این هتک حرمت ها را شروع کرده و از هم اکنون پروزه تخریب مقدسات ، ولایت فقیه ، مرجعیت تقلید ، ولایت ائمه معصومین (ع) و مانند آنها را کلید زده اند  . همچنین آنان از هم اکنون ماهیت وابسته و واداده خود را ابراز داشته و اظهار می دارندکه باید با آمریکا (کناربیایند)/؟

ماباید در این نوشتار بر این نکته تاکید کنیم که ملاک اصلی برای ما در حمایت یا برائت از هر فرد یا جریانی ،همانا خط روشن اسلام ،انقلاب و رهبری است و این معیار است که راه تشخیص مصادیق را برای هرکس هموار و مسیر انجام وظیفه مکتبی و انقلابی  را برایش آشکار می سازد

.به یاری خداوند متعال !

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 19:8 |

 

بصیرت انتخاباتی              بصیرت انتخاباتی

شاید مهم ترین مساله مهمی که در کشور ما در سال آینده  اتفاق می افتد انتخابات ریاست

 جمهوری است است.  مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه ای (حفظ الله تعالی) به

 دفعات متعدد اهمیت و ضرورت انتخابات را به مناسبت های گوناگون بیان نموده اند .  در این

 نوشته سعی می شود اهم سخنان عمیق و ارزشمند مقام معظم رهبری در رابطه با

 انتخابات ارائه گردد تا مورد استفاده دلسوزان و دوستداران انقلاب اسلامی در جای جای میهن

 اسلامیمان قرار گیرد.


اهمیت انتخابات

((انتخابات میدان بزرگی برای نشان دادن بصیرت ملت ایران است))

((انتخابات یک نمایشگاه است برای نشان دادن عزم و رشد ملی ملت ایران،استقامت ملت

ایران،دانایی وهوشیاری ملت ایران،پای بندی ملت ایران به نظام مردم سالاری دینی.))

ملت ایران در طی28سال بعد از انقلاب اسلامی به برکت انقلاب و اسلام وهدایت های

رهبری،یکی از کم نظیر ترین ملت ها در مردم سالاری دینی و اهمیت دادن به حق اعمال

حاکمیت ملی خود بوده است.

از وقتی که ملت ایران بعد از سقوط نظام منحوس شاهنشاهی به  برکت اسلام حق دخالت

در سرنوشت خودرا یافت،از فرصت انتخابات برای تاثیر گزاری در سرنوشت کشور استفاده

کرده است.

امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت انتخابات برای ملت ایران و جوانان آن روشن شده وتاثیر

 انتخاب خود را در حل مشکلات کشور  و اداره مطلوب جامعه حس و درک می کنند و بقول

مقام معظم رهبری(مدظله العالی)اجتماع مردم،توجه مردم،احساس مسئولیت مردم در هر

انتخاباتی از انتخابات گذشته بهتر و بیشتر بوده است.

حضور گسترده

((هیچ کشوری در منطقه از لحاظ اتکاء به آراء و خواسته های مردم به پای ایران نمی رسد.))

((حضور مردم در انتخابات یکی از همان نمایش  های عزم راسخ و قدرت وتصمیم ملت ایران

است.))

((همیشه سعی کرده اند(دشمنان)انتخابات ماراکم فروغ کنند تا مردم عرصه انتخابات را خالی

 کنند و به صندوق های رای اعتنایی نکنند.))

آماده شدن مردم برای حضور همه جانبه و گسترده در انتخابات همیشه یکی از مهمترین

 اقدامات ملت در  تهدید زدایی از کشور وخنثی کردن توطئه های خارجی و داخلی  علیه

آرمانهای انقلاب اسلامی بوده است.حضور گسترده مردم درانتخابات باید بصیرت و هوشیاری و

 رویکرد اسلامی باشد.

حضور مردم در انتخابات پشتوانه مردمی نظام اسلامی را تقویت می کند.

حضور مردم در انتخابات مقبولیت نظام اسلامی در بین مردم را تبیت می کند.

حضور مردم در انتخابات رابطه مردم و نظام اسلامی را تحکیم می بخشد.

حضور مردم در انتخابات حاکی از بلوغ سیاسی و بی توجهی ملت به تبلیغات دروغین بیگانگان

 است.

  رقابت سالم

((رقابت انتخاباتی جزء رقابت های مثبت دارای فایده و نفع است برای مردم.))مقام معظم

رهبری (مدظله العالی)12/10/86

((رقابت باید باشد،رقابت مثبت و پرشور،اما با رعایت موازین اخلاقی.))

رقابت انتخاباتی در نظام جمهوری اسلامی باید بین طیف ها و جریان های سیاسی وافراد

 باهم باشد.رقابت،میدان مسابقه حریف ها بایکدیگر است نه رقابت با اصل نظام اسلامی.

در بعضی انتخابات ها عده ای از شرکت کنندگان با اصل نظام به رقابت پرداختند و با دوقطبی

 کردن انتخابات به اصل نظام ضربه می زدند،این روش،روش غلطی است.

انتخابات میدان  مسابقه دو یا چند رقیب است که می خواهند توانایی خودرا برای اداره مطلوب

 جامعه برای مردم به اثبات برسانند.

رقابت سالم،قاعده مند و مبتنی بر معیارهای ارزشی و اخلاق سیاسی و بدور از فریب و حیله گری است.

رقابت سالم  اثبات میزان خدمت گذاری به مردم و سبقت در کیفیت ارائه خدمت است.

دررقابت سالم،تخریب رقیب،تهمت زدن به رقیب،از راه ها و روش های مختلف پسندیده ملت

 رشد یافته و یا جریان های سیاسی دارای بلوغ نیست.

 تبلیغات سالم

((مردم توجه  باید داشته باشند که تبلیغات رنگین  ومتنوع ،ملاک نیست،وعده های غیر عملی

 ملاک نیست.وعده های غیر عملی دادن ،وعده های بزرگ دادن،اینها ملاک نیست،گاهی

 علامت منفی هم هست.))مقام معظم رهبری12/10/86

((تهمت زدن آدم های مومن را،مصونیت دار از لحاظ اسلامی و شرعی را،در معرض هتک آبرو

قرار دادن در شبنامه ها،در مطبوعات،در پایگاه های اینترنتی و...اینها اصلا مصلحت نیست.))

((هرچه می خواهید از نامزد مورد علاقه خودتان تمجید کنید،تعریف کنید،اما دیگران را تخریب

نکنید.این علامت بدی است.))

 انتخابات سالم انتخاباتی است که در آن تبلیغات دروغ و فریب و غیر واقعی توسط نامزدها

وطرفدارانشان نشود.

انتخابات سالم انتخاباتی است که نامزدها از طرفدارانشان در اثبات خود بکوشند.

انتخابات سالم انتخاباتی است که همه نامزدها از امکانات مساوی برای تبلیغات سالم برخور دار باشند .

انتخابات سالم انتخاباتی است که نامزدها با وعده های خلاف واقع و مردم را فریب ندهند.

انتخابات سالم انتخاباتی است که مجریان و ناظرین طبق قانون عمل کنند و نامزدها هم به

قانون احترام بگذارند و به محض عدم احراز صلاحیت شروع به هوچی گری و مظلوم نمایی

 نکنند.

  دشمن و انتخابات

دشمنان انقلاب اسلامی که در ظاهر مدعی طرفداری از دموکراسی هستند و دولتها را بر

اساس پایگاه مردمی شان ارزیابی می کنند و مشارکت سیاسی مردم در انتخابات ها را یکی

 از ملاک های مردمی بودن حکومت ها میدانند. در ایران و جمهوری اسلامی بر خلاف آن موضع

 می گیرند و همیشه از حضور مردم نگران و ترسان بوده اند.لذا به محض فراهم شدن

مقدمات یک انتخابات آزاد در کشور دست به قدامات زیر می زنند:

1- دعوت مردم به تحریم و عدم شرکت در انتخابات

2- کم رنگ نشان دادن حضور گسترده مردم درانتخابات ها

3- پایین نشان دادن در صد شرکت کننده و بالا نشان دادن درصد شرکت نکرده ها

4- حمایت از بعضی از گروهها و جریان های سیاسی به صورت معنوی  وحتی مادی،برای

تقویت پایگاه خود در کشور

5- دخالت در انتخابات به صورت های گوناگون

6- زیر سوال بردن نتایج انتخابات و نتایج آراء مردم

7- ایجاد ترس و وحشت از روی کار آمدن اصولگرایان و ارزشگرایان با تبلیغات دروغین و تحلیل

های غیر واقعی

مفام معظم رهبری حمایت بیگانگان از نامز های انتخابات را یک ننگ برای افراد دانستند و

دعوت از بیگانگان برای نظارت بر انتخابات را که توسط عناصر ملی- مذهبی! ونهضت آزادی

 صورت گرفته بود بیشرمی و بزرگ ترین جسارت به ملت ایران خواندند.

در همین رابطه لزوم هوشیاری مردم و گروه های سیاسی در مقابل تحرکات دشمن اهمیت

ویژه ای دارد.

ملت ایران نباید اجازه دهد تا انتخاباتش ملعبه دست بیگانگان و دشمنان گردد.

 انتخابات اصلح

تلاش مردم برای شناسایی . انتخاب نامزدهای اصلح یکی از هنرهای مردم در انتخابات است.

شورای نگهبان و هیات اجرایی و نظارت که صلاحیت نامزدهارا براساس قانون  و اطلاعات

 موجود در مراجع ذیربط بررسی می کنند و صلاحیت نامزدهارا احراز می کنند،می توانند به

حداقل صلاحیت افراد برسند.

لذا کسانی که از فیلتر هیات های اجرایی و نظارت عبور می کنند،حداقل صلاحیت هایشان

 احراز شده،ولی مردم نباید به آن اکتفا کنند،بلکه باید از بین چندیدن نفری که صلاحیتشان تایید

 شده یکنفر اصلح را برگزینند.

ویژگی این افراد که اصلح تراز دیگرانند را مقام معظم رهبری در سفر یزد اینگونه برشمردند:

1- بهترین افراد از لحاظ ایمان و اعتقاد به اسلام

2- با اخلاص ترین افرادی که برای خدا و خدمت وارد صحنه شده اند

3- امانتدارترین فرد که می توان مسئولیت خطیرریاست جمهوری را به او داد و دراین امانت خیانت نمی کند.

4- دیندارترین نفردی که در زندگی فردی و اجتماعی  برمبنای دین و معیار های دینی حرکت می کند

5- فردیکه آمادگی بیشتری برای حضور در میدان های انقلاب داشته و انقلابی تر بوده و از

 سابقه بیشتری در انقلاب و مبارزه برخوردار است.

6 - فردی که درد آشناتر به مشکلات مردم باشد و در میان مردم زندگی کند و دردهای آنهارا

بیشتر بشناسد و خود درد چشیده باشد و به قول امام(ره)طعم فقر را چشیده باشد.

7- افرادیکه وعذه های دروغ  و غیر واقعی و غیر عملی و بی ارتباط با وظایف پیش بینی شده

در قانون اساسی  ندهند.

8- افرادی که گرایش به نظام سلطه  وبیگانه نداشته باشند.

9- افرادی که در برابر قدرتهای بیگانه احساس ضعیف و مرعوب بودن نکنند.

10- افرادی که در برابر هوچی گری های بین المللی دشمن منفعل نباشند.

11- افرادی که در گذشته با راه انداختن و نمایش و بازی قصد تعطیلی انتخابات را

داشتند،نباشند.

12- افرادی که مورد حمایت بیگانگان به ویژه آمریکا و اروپا نباشند.

13- افرادی که مرزهای خودرا با دشمن روشن و مشخص نکرده اند،نباشند.

14- افرادی که مرزهای خودرا مزدوران و عوامل در خدمت دشمن مشخص نکرده اند،نباشند.

پایان

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 15:22 |

رضاخان در جزيره موريس

جمهوري موريس كشوري جزيره اي است در جنوب غربي اقيانوس هند، در حدود 900 كيلومتر در شرق ماداگاسكار. اين جمهوري بجز جزيره موريس شامل جزيره هاي سنت برندون و رودريگوئس و جزائر آگالگا نيز مي شود. موريس بخشي از جزاير ماسكارين بشمار مي رود و جزيره فرانسوي رئونيون در 160 كيلومتري جنوب غربي آن قرار دارد. پايتخت موريس شهر پورت لوئيس است.

اين جزيره را پرتغاليان در 1505 ميلادي كشف كردند و سپس در سال 1638 به مستعمره هلنديان تبديل شد. هلنديان اين مستعمره را به افتخار شاهزاده موريس ناساو، جزيره موريس ناميدند. در خلال سده هيجدهم اين جزيره در دست فرانسويان بود كه به آن نام «ايل دو فرانس» (جزيره فرانسه) دادند. اين جزيره در سال 1810 به دست بريتانيايي ها افتاد و آنها نام پيشين آن را برگرداندند. موريس اكنون عضو اتحاديه كشورهاي همسود (مشترك المنافع بريتانيا) است.

در جنگ جهاني دوم اين جزيره هزارها مايل با مركز نبردهاي شديد در اروپا فاصله داشت، ولي اثرات حاشيه اي آن نبردها در اين جزيره مشخص شد. كشتي قديمي برمه همراه با مسافرين آن كه شايد اولين ايرانياني بودند كه به اين جزيره وارد مي شدند در كنار لنگرگاه پهلو گرفت. رضا پهلوي پادشاه تبعيدي ايران همراه با ساير تبعيديان ايراني و مأموريني از دولت انگليس از كشتي پياده شدند و با چندين اتومبيل به منطقه اي در «پورت لويي» به ساختماني قديمي منتقل شدند.

رضاشاه و خانواده او در دو ويلا كه به زودي ويلاي سومي بدان افزوده شد زندگي مي كردند. ساختمان اول، عمارت دو طبقه بزرگي بود كه اتاقهاي متعدد و سالن و اتاق ناهارخوري داشت. رضاشاه و فرزندانش از تاج الملوك و عصمت در اين عمارت زندگي مي كردند. در ساختمان دوم همراهان و مستخدمان اقامت داشتند.

در طول هفته هاي اول اقامت به آنان سخت مي گذشت، نه اجازه مكاتبه داشتند و نه نامه اي به دست آنان مي رسيد و از سويي رضاشاه نگران حكومت متزلزل پسرش بود كه هر آن ممكن بود خبر سقوط آن را به وي بدهند. بيماري معده رضاشاه نيز بر مشكلات افزوده شده بود هر چند كه بعدها مشخص شد اين بيماري ناشي از ضعف قلب رضا پهلوي است.

وضعيت آب و هوايي جزيره كه در ماه اول خوب بود، اندك اندك به سوي گرمي و افزايش رطوبت مناطق حاره نزديك مي شد و بر وخامت حال او مي افزود. امضاي پيمان سه گانه بين ايران ، انگليس و شوروي اندكي از مشكلات تبعيديان موريس را كم كرد و همين امر موجب آن شد كه اصرار رضاشاه براي عزيمت به سوي كانادا افزايش يابد و حتي از فرزندش در تهران كمك مي خواست. دولت انگليس براي عزيمت رضاشاه از جزيره روي خوش نشان مي دهد ولي در مورد كانادا جواب دقيقي كه موجب تكليفي براي دولتش باشد به ميان نمي آيد.

انگليسي ها با خروج رضاشاه به سوي آفريقاي جنوبي موافقت كردند. در روزهاي آغازين سال 1321 رضاشاه دچار يك انفاركتوس قلبي شد و همين امر و عدم امكانات پزشكي در موريس، حركت وي به دوربان آفريقاي جنوبي را تسريع كرد. در شامگاه روز ششم فروردين 1321 رضاشاه و همراهان او از پورت لويي با كشتي عازم محل جديدشان در دوربان گرديدند و روز 14 فروردين به اين بندر مهم رسيدند. خيابانهاي مجلل و ساختمانهاي چندين طبقه زيبا و باشكوه و پاركها و باغهاي پر گل و سبزه تأثيري زياد بر شاه تبعيدي بر جاي گذاشت.

در دوربان به علت هجوم مهاجرين اروپايي آسياي جنوب شرقي كه از دست ژاپنيها فرار كرده بودند، امكان دسترسي به جاي مناسب براي زندگي را سخت كرده بود و رضاشاه مجبور به اقامت در محلي برخلاف ميل و سليقه خودش بود و اين به شاه مغرور فشار مضاعفي وارد مي كرد كه بيماريش را تشديد مي كرد. هر چند كه روزنامه هاي محلي نيز با چاپ گزارشهايي بر شدت عصبانيت وي مي افزودند. نهايتاً آخرين سفر شاه به پايتخت، يعني ژوهانسبورگ ختم گرديد و وي تا آخرين روزهاي زندگي خود يعني مرداد 1323 كه از دنيا رفت در اين شهر اقامت گزيد.   

عاقبت  رضاخان

رضاخان از دو چیز اظهار تنفر می کرد : از سیاه پوستها و  قارقار کلاغها . در آخر عمر که او را به  زوهانسبورگ آفریقای جنوبی تبعید کردند در باغ بزرگی که درختهای بسیار بلند داشت و با دیوار های بلند محسور شده بود تحت نظر قرار دادند و چند نفر خادم سیاه پوست را برای او قرار دادند . رضاخان شب و روز در آنجا با قار قار کلاغها که بر درخت ها می نشستند  و آن سیاهان آفریقای سر کار داشت یعنی به همان دو چیزی که متنفر بود گرفتار گردید .

ایران  روایتی که ناگفته ماند ، محمد حسنین هیکل ، ترجمه حمید احمد ی تهران  انتشارات الهام ۱۳۶۲ص ۷۳

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در جمعه سیزدهم دی 1387 و ساعت 22:52 |

سرويس  سی سال قانونگذاری و نظارت  -  12 آذر 1387 ساعت 13:02

ناطق نوری: هیچ مجلسی در دنیا به اقتدار مجلس شورای اسلامی نیست

رئیس مجلس پنجم گفت: خبرگان قانون اساسی بیشترین قدرت و اختیارات را در بین قوای سه گانه به مجلس شورای اسلامی دادند كه این اقتدار و اختیار در هیچ یك از مجالس دنیا نظیر ندارد

به گزارش خبرنگار خانه ملت، علی اکبر ناطق نوری رئیس مجلس دوره پنجم در همایش سی سال قانونگذاری و نظارت گفت: قانون اساسی ما در شرایطی تدوین شد که کشور و ملت از یک حکومت دیکتاتوری وابسته به استکبار جهانی رهایی و از مجلس فرمایشی نجات پیدا کرده بود.

وی افزود: با توجه به همه تجربیات تلخ و شیرین گذشته از صدر مشروطییت تا پیروزی انقلاب، قانون اساسی را مبننی بر آموزه های دینی و برگرفته از آیات و روایات تدوین نمودند.

ناطق نوری اظهار داشت: خبرگان قانون اساسی همچنین اصل ترقی و نجات بخش ولایت فقیه را به عنوان اصل غیر قابل تغییر آوردند و این اصل بهترین تضمین برای حفظ نظام اسلامی و جلوگیری از انحراف نظام است.

ناطق نوری در ادامه افزود: برای اینکه باز تاریخ در تاریخ تکرار نشود و قدرت مدیریت کشور در یک جا متمرکز نشود و تمرد از ولایت صورت گیرد و دیکتاتوری به وجود نیاید به ترکیب قوا دست زدند.

وی خاطرنشان کرد: بر همین اساس وظایف هر سه قوه را نیز مشخص نمودند و در این قوا به لحاظ اینکه مجلس مظهر دموکراسی و آزادی می باشد و قدرت در آن در دست یک یا چند نفر متمرکز نیست و همچنین خطر خود کامگی نیز در آن وجود ندارد خبرگان قانون اساسی بیشترین قدرت را به مجلس دادند.

مشاور مقام معظم رهبری تصریح کرد: به نظر من هیچ مجلسی در دنیا به اقتدار مجلس شورای اسلامی بر اساس قانون اساسی نیست.حتی کنگره آمریکا نیز این قدر اقتدار ندارد.

وی با بیان اینکه کنگره آمریکا از دو مجلس سنا و مجلس نمایندگان تشکیل شده است، گفت: در کنگره آمریکا اگر مجلس نمایندگان مصوبه ای داشته باشد و به تایید کنگره، برسد بایست به رئیس جمهور داده شود و او آن را تایید نماید تا قابلیت اجرا را پیدا کند.

ناطق نوری در ادامه گفت: اگر مجلس سنا نیز قانونی تصویب نماید مجلس نمایندگان باید آن را تایید کند و به امضای رئیس جمهور برسد و این مسئله مدتی زمان می برد تا به تایید برسد یا نرسد و نهایتاً به کنگره باز می گردد.

وی افزود: در کنگره آمریکا اگر نظر رئیس جمهور تامین نگشت کنگره می تواند با دو سوم آرا مصوبه را تایید و برای اجرا ابلاغ نماید و اگر ملاحظه نمایید در همین رفت و آمدها در مقطعی دست کنگره زیر سنگ رئیس جمهور است.

مشاور مقام معظم رهبری اظهار داشت: در این مسئله نوعی حق وتو در قانون آمریکا برای رئیس جمهور در کنگره مقتدر آمریکا وجود دارد.

وی در ادامه تصریح کرد: اما در قانون اساسی ما نه کسی می تواند مجلس را منحل نماید و نه مصوبات بعد از تصویب و بعد از تایید شورای نگهبان هیچ قدرتی نمی تواند این مصوبات را وتو نماید و این اقتدار مجلس ما در نظام جمهوری اسلامی است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به برخی اصول قانون اساسی گفت: براساس اصل 77 تمام عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، موافقتنامه ها باید به تصویب مجلس برسد.

ناطق نوری گفت: براساس اصل 79 قانون اساسی حکومت نظامی در کشور ممنوع است لیکن در شرایط جنگ اضطراری دولت حق دارد با تصویب مجلس موقتاً محدودیتهایی را برقرار نماید و طبق اصل 80 گرفتن یا دادن وام یا کمک های بلاعوض داخلی و خارجی توسط دولت باید به تصویب مجلس برسد و طبق اصل 82 استخدام کارشناسان خارجی توسط دولت ممنوع است مگر در موارد ضروری که باید با تصویب مجلس صورت گیرد.

وی گفت: براساس اصل 84 هر نماینده در برابر ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی اظهار نظر کند و اصل 86 تصریح می کند که در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملاً آزادند و نمی شود آنها را به سبب نظرات خود در مجلس توقیف یا تعقیب نمایند و اصل 88 حداقل یک چهارم نمایندگان می توانند درباره یکی از وظایف رئیس جمهور از او سئوال نمایند و رئیس قوه مجریه باید ظرف یک ماه پاسخگوی نمایندگان باشد،  همچنین نمایندگان می توانند با توجه به اصل 89، وزراء را استیضاح نمایند و اگر یک سوم مجلس رئیس جمهور را در مقام اجرای وظایف مدیریتی خود و اداره امور اجرایی استیضاح کنند وی باید ظرف یک ماه در مجلس حاضر شده و به مجلسی ها پاسخ دهد و اگر یک سوم نمایندگان به عدم کفایت وی رای دهند مراتب براساس اصل 110 به اطلاع رهبری می رسد.

رئیس مجلس دوره پنجم گفت: این اختیارات و اقتدار را در کدام یک از مجالس دنیا می توانیم پیدا کنیم؟ با توجه به اصول و ارزشهای اسلامی و ملی قدرت در یک جا متمرکز نیست و خطر خودکامگی وجود ندارد و نمایندگان ملت می توانند در همه امور نظارت و دخالت کنند و قوانین زنده را تصویب نمایند.

وی گفت: نمایندگان مجلس مقتدر در عین حال در برابر اقتدار قانون خود مسئولیت بسیار سنگینی بر دوش دارند و باید در قبال این رسالت عظیم پاسخگوی مردم و خداوند متعال باشند که این پاسخگویی کاری سخت و دشوار است.

وی تصریح کرد: نماینده شدن وارستگی می خواهد نه وابستگی به غیر خدا. سلامت نفس و آزادگی نه از قید بندگی خدا بلکه از قید نفس و تعلقات مادی و بندگی غیر خدا را می طلبد. صراحت سمبه  با تعهد نه صراحت لهجه با لجام گسیختگی که به قیمت بی آبرو کردن افراد منتهی می شود و بالاخره خدایی اندیشیدن و نه جناحی اندیشیدن و عمل کردن می خواهد.

وی با اشاره به فرمایشات امام خمینی(ره) گفت: امام خمینی (ره) فرمودند آنکس که در مجلس است برای خدا باشد و برای نصرت خدا حرکت کند و اگر همه با یاری خدا گام بردارند خدا نیز به وعده خود عمل کرده و آنها را یاری می کند.

ناطق نوری در پایان افزود: اگر تعلقات نباشد و به قید و بندها دل نبندیم که مانع حق گویی ما باشد و نقطه ضعف نداشته باشیم که نتوانیم به وظایف خود عمل کنیم، باید قدرتمند حرکت کنیم آنگونه که شهید مدرس عمل کرد  و در یک کلام الهی باشیم و برای رضای خدا عمل کنیم و از هیچ کس نترسیم.

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 21:25 |

کتابخانه مجلس
از ابتدا تا امروز

دوره‌ اول: ‌ دوره‌ تاسيس‌ و افتتاح

مبتکر طرح‌ کتابخانه ارباب‌ کيخسرو نماينده‌ اقليت‌ زرتشتى‌ در دوره‌ دوم‌ مجلس‌ است .وى‌ در سال1287 

 ه.پ ش‌ (1327 ه.پ ق‌ / 1909 م‌) يعنى‌ دو سال‌ پس‌ از پيروزى‌انقلاب‌ مشروطيت‌، اين‌ طرح‌ را به‌ مجلس

‌ ارائه‌ کرد و دايره‌ کتاب‌خانه‌ در نظام‌نامه‌داخلى‌ مجلس‌ شوراى‌ ملى‌، مصوب17 ‌ دى‌ ماه1287 ‌ ق‌ مورد

 توجه‌ قرار گرفت.‌ارباب‌ کيخسرو در انجام‌ مراحل‌ مقدماتى‌ تاسيس‌، گردآورى‌ کتاب‌ و تعيين‌ مکانى‌براى

‌ نگه‌دارى‌ کتاب‌ها و ايجاد کتاب‌خانه‌ موقت‌، سهم‌ برجسته‌اى‌ داشته‌ است.‌ ازيادداشت‌هاى‌ او چنين

‌ برمى‌آيد که‌ وى‌ شخصا وظيفه‌ ترتيب‌ و تنظ‌يم‌ تعدادى‌ ازنخستين‌ کتاب‌ها را در قفسه‌ به‌ ترتيب‌ حروف‌ الفبا

 و شماره‌گذارى را به عهده‌ داشته‌ است.‌اسناد موجود و اطلا‌عات‌ به‌ دست‌ آمده‌ نشان‌ مى‌دهد که‌ ارباب

‌ کيخسرو شاهرخ‌ باهمکارى‌ جمعى‌ از نمايندگان‌ پيش‌گام‌ مجلس‌ مانند دکتر رضا افشار و شيخ

‌ ابراهيم‌زنجانى‌ و سيد نصرا... تقوى‌ در فراهم‌ آوردن‌ مقدمات‌ تاسيس‌ کتابخانه‌ مجلس‌ از طرح‌پيشنهادتا

 استقرار و پا گرفتن‌ آن‌، کوشش‌هاى‌ فراوانى‌ کرده‌اند. هم‌چنين‌احتشام‌السلطنه‌، محمود علامير و

 محمدعلى‌ ذکاالملک‌ فروغى‌ از موسسان‌ وپايه‌گذاران‌ به‌ شمار مى‌آيند.پيش‌ از افتتاح‌ رسمى‌، کتاب‌هادر

 

 دو اتاق‌ کوچک‌ و تودرتو، در قسمت‌ شرق‌حوض‌خانه‌ نگه‌دارى‌ و در چند قفسه‌ چوبى‌ چيده‌ مى‌شد. اين

‌ کتاب‌خانه‌ کوچک‌ همواره‌مورد توجه‌ و استفاده‌ نمايندگان‌ بود. در دوره‌ پنجم‌ تقنينيه‌ بود که‌ مجلس‌، خانه

‌ و باغ‌عزيزالسلطانى‌مليجک‌ را خريد و قرار شد که‌ قسمتى‌ از آن‌ را پس‌ از آماده‌سازى‌ وتغييرات‌ لازم‌ به‌

 کتاب‌خانه‌ اختصاص‌ دهند و کتاب‌هارا به‌ آن‌جا منتقل‌ کنند.در سال1302 ‌ ش‌، کوشش‌هايى‌ که‌ براى‌

 

 تاسيس‌ کتابخانه‌ انجام‌ مى‌گرفت‌ به‌ نتيجه‌رسيد و کتابخانه‌ از محل‌ موقت‌ خود حوض‌خانه‌ به‌ ساختمانى

‌ در سمت‌ شرقى‌مجلس‌ که‌ براى‌ کتابخانه‌ ساخته‌ بودند منتقل‌ شد و پس‌ از استقرار و نظ‌م‌ و

 ترتيب‌سرانجام‌ در سال1304 ‌ ش‌ رسما گشايش‌ يافت.‌ اين‌ ساختمانى‌ که‌ کتاب‌خانه‌،نخستين‌بار در

 آن‌جا

 گشايش‌ يافت‌ بخشى‌ از اندرونى‌ خانه‌ حسين‌خان‌ سپهسالار بود که‌ناصرالدين‌ شاه‌ پس‌ از مصادره‌ باغ‌ و

 خانه‌ سپهسالار ابتدا آن‌ را به‌ سوگلى‌ خودانيس‌الدوله‌ بخشيد و پس‌ از درگذشت‌ او به‌ عزيزالسلط‌ان

‌ سردار مليجک‌ داد ومليجک‌ آن‌ را به‌ اسدالله‌ کردستانى‌ فروخت‌ و مجلس‌ به‌ پيشنهاد آيت الله شهيد سيد

 حسن‌مدرس‌ از محل‌ جرائم‌، آن‌ را از اسدالله‌ کردستانى‌ خريد و قسمتى‌ از آن‌ براى‌ اين‌ منظور در نظ‌ر

 گرفتند و زير نظر استاد جعفر خان‌معمار کاشانى‌، که‌ بعدها معمار مجلس‌ شد، به‌ صورت‌ کتاب‌خانه‌ در

 آمد.کتاب‌خانه‌ در اين‌ محل‌، تشکيلاتى‌ ساده‌ و ابتدايى‌ داشت‌ که‌ شامل‌ يک‌ قرائت‌خانه‌،دفتر مدير و

 کارکنان‌ و سه‌ اتاق‌ کوچک‌ براى‌ مخزن‌ کتاب‌هابود.

دوره‌ دوم : انتقال به ساختمان جديد

به‌ دليل کوچکى‌ فضا و نامناسب‌ بودن‌ محل نگه‌دارى کتاب‌ها به دستور رئيس‌ مجلس‌وقت‌ ، سردار فاخر

 حکمت ، در قسمت جنوبى‌ باغ بهارستان زمينى به‌ مساحت1200 ‌مترمربع درنظرگرفته شد و ساختمانى مجهز به‌ تمام و سايل در چهار طبقه براى‌کتاب‌خانه بنياد گرديد . اين‌ ساختمان داراى‌ پنج

 مخزن کتاب‌ که هر يک‌ گنجايش‌ بيش‌از يک‌ صد هزار کتاب را داشت‌ ، يک‌ سالن‌ مط‌العه ، يک‌ سالن

 نمايشگاه ، پنج‌ اتاق جهت‌کارمندان‌ و سالنى جهت‌ دايره فيلموتيک‌ بود.-( طبقه‌ اول ) زيرزمين‌ شامل دو مخزن و سالن دايره فيلموتيک‌ بود مخزن شرقى ، خاص‌کتب لاتين و مخزن غربى‌ ، خاص‌ انتشارات

 

 سازمان ملل بود.- (طبقه‌ دوم )همکف‌ شامل سالن مط‌العه و اتاق‌ تحقيق و مخزن کتاب‌هاى‌ خط‌ى

 ومجموعه‌هاى‌ اهدايى بود.- ط‌بقه سوم : مخزن کتاب‌هاى چاپى فارسى‌ و عربى بود.- ط‌بقه چهارم

 : مخزن نشريه‌هاى ادوارى‌ و سالن‌ نمايشگاه‌ بوده است.‌

 دوره سوم : انقلاب‌ اسلامى‌

کتابخانه تنها بخشى‌ از مجلس‌ ملى سابق بود که از چند ماه پيش‌ از پيروزى‌ انقلاب‌ ،بدون‌ اجازه

 مسئولان وقت مجلس‌ ، تعطيلى‌ شده بود اما در 16 فروردين1358 ‌ يعنى‌کمتر از دو ماه پس‌ از تحقق

‌ انقلاب‌ شکوه‌مند اسلامى‌ و پس‌ از حدود شش‌ ماه تعط‌يلى‌باز شد و فعاليت‌ خويش‌ را با حضور چند تن

‌ از کارکنان که‌ به وسيله مدير کتاب‌خانه‌انتخاب‌ و احضار شده بودند آغاز کرد بازگشايى‌ کتاب‌خانه در اين

‌ دوره به دستور شفاهى‌ بنيان‌گذار جمهورى اسلامى ، حضرت‌ امام خمينى قدس‌ نفسه‌ الزکيه‌ بود که به

‌ وسيله استاد شهيد مرتضى مطهرى ابلاغ شد.خود استاد مطهرى‌ در اين باره‌ مى‌فرمايند :خدمت‌ امام

 رسيدم‌ در حضور ايشان نامه‌اى بود که از طرف‌ مسئولان‌مجلس‌ شوراى ملى‌ منحله ارسال شده بود

 مبنى بر تقاضاى روشن‌ شدن وضع‌ وپرداخت‌ حقوق آنها. امام(ره)‌ فرمودند : کتابخانه را در اختيار استاد

 حائرى‌ قراردهيد و بگوييد ايشان در جز هيئت مسئولان مجلس‌ منحله‌ انجام‌ وظيفه‌ کنندو به امور کارکنان

 مجلس‌ نيز رسيدگى‌ نمايند مرحوم شهيد مطهرى‌رحمه الله عليه خود به مرکز کار مسئولان مجلس

 منحله رفت‌ و پيام امام‌ بزرگوار را ابلاغ‌ کرد.با اين‌ پيام‌ کارکنان‌ کتابخانه ، با تعداد کم ، شروع به کار کردند.

 از جمله کارهاى‌ انجام‌شده‌ در دوران انقلاب‌ ، بررسى موجودى‌ کتابخانه به وسيه‌ تطبيق‌ کتابها با دفاتر

 ثبت‌و فيش‌ بايگانى بود همچنين براى آسان شدن کار در آينده شماره کتابها تابلوها واشياى کتابخانه در

 قفسه‌ بالاى‌ شماره ثبت‌ دفتر يادداشت‌ شد.بررسى‌ و تکميل‌ فهرست‌ کتابهاى‌ چاپى‌، به‌ ويژه‌ فيش

‌ کتابهاى‌ چاپى‌ عربى‌ است.‌در گذشته‌ به‌ دليلى‌ که‌ روشن‌ نيست‌ فيش‌ کتاب‌هاى‌ عربى‌ از برگه‌دان‌ها

 خارج‌ شده‌ وبيشتر آن‌هادر کارتن‌ها انباشته‌ بود. از اين‌ برگه‌ها آن‌ چه‌ موجود بود به‌ برگه‌دان‌ها منتقل‌و

 براى‌ کتاب‌هايى‌ که‌ برگه‌ نداشت‌ فيش‌ نوشته‌ شد. در کتاب‌خانه‌، بخش‌ صحافى‌ و تعميرو تجليد کتاب‌ هم

‌ به‌ وجود آمد; بدين‌گونه‌ که‌ با کارشناسى‌ از خارج‌ مجلس‌ قرارداد بسته‌شد و سه‌ نفر از کارکنان‌ زير نظ‌ر

 آن‌ کارشناس‌ به‌ فراگرفتن‌ کار صحافى‌ پرداختند. فعاليت‌اين‌ بخش‌ تا سال1374 ‌ ادامه‌ داشت‌ و در اين

‌ سال‌ به‌ مرکز مرمت‌ کتاب‌خانه‌ که‌ کارمرمت‌ و تجليد کتاب‌هارا به‌ شيوه‌ مدرن‌ به‌ عهده‌ دارد منتقل‌ گرديد.از

 تحولاتى‌ که‌ در دوران‌ انقلاب‌ اسلامى‌ به‌ وجود آمد، ادغام‌ مديريت‌کتابخانه‌سناى‌سابق‌ در کتاب‌خانه‌

 مجلس‌ شورا بود ; بدين‌ شکل‌ که‌مجلس‌ شورا عنوان‌ کتاب‌خانه‌مرکزى‌ شماره1 ‌ مجلس‌ شوراى

‌ اسلامى‌ و سناى‌ سابق‌، عنوان‌ کتابخانه‌ شماره2 ‌مجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌ را يافت.‌ به‌ دنبال‌ تغيير محل‌

 کتاب‌خانه‌ شماره2 ‌ از داخل‌پارلمان‌ به‌ محل‌ فعلى‌ آن موزه‌ نگارستان‌ در سال1362 ‌ اين‌ کتاب‌خانه

‌ تخصصى‌اسلام‌شناسى‌ - ايران‌شناسى‌ که‌ قبلا بسيار خصوصى‌ بود و افراد خاص‌ و شناخته‌ شده‌ ويا

 کسانى‌ با سفارش‌ و معرفى‌ شخصيت‌هاى‌ آشنا بدان‌ جا راه‌ داشتند، در اختيار عموم‌قرار گرفت.‌ گفتنى

‌ است‌ که‌ کتاب‌خانه‌ شماره2 ‌ در اول‌ انقلاب‌ و همزمان‌ با تشکيل مجلس‌ خبرگان‌ وضعيت‌ استثنايى‌ و

 خاطره‌انگيزى‌ داشت‌ و شخصيت‌هاى‌ انقلاب‌ مانندمرحوم‌ دکتر بهشتى‌ به‌ آن‌جا مراجعه‌ مى‌کردند.از ديگر

 تحولات‌ مهم‌ و سرنوشت‌سازى‌ که‌ در تاريخ‌ کتاب‌خانه‌ مجلس‌ به‌ وقوع‌پيوست‌ تصويب‌ اساس‌نامه

‌ کتاب‌خانه‌ در سال1374 ‌ بود. بر ط‌بق‌ اين‌ اساس‌نامه‌کتابخانه‌ به‌ صورت‌ موسسه‌اى‌ مستقل‌ تحت‌ عنوان

‌ کتاب‌خانه‌،موزه‌ و مرکز اسنادمجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌ درآمد . درراس‌ اين‌ سازمان‌ هيات‌امنا قرار دارد.

 رئيس‌ مجلس‌به‌ عنوان‌ رئيس‌ هيات‌امنا مقرر شده‌ است. ‌ رئيس‌ کميسيون‌ فرهنگ‌ و ارشاد

 اسلامى‌،رئيس‌ کميسيون‌ فرهنگ‌ و آموزش‌ عالى‌، کارپرداز فرهنگى‌ مجلس‌ شوراى‌ اسلامى‌،ئيس‌

 کتابخانه‌ و دو نفر از محققان‌ کشور به پيشنهاد رئيس‌ کتابخانه‌ و تاييد رئيس‌هيات‌امنا و ديگر اعضاى

‌ هيئت‌ امنا تشکيل‌ مى‌دهند

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 4:53 |

 کندوکاو در زندگی گذشتگان برای ساختن آینده ، کاویدن زمین برای کاشتن است .کاشتن بی  کاویدن کاری است بیهوده ، تلاشی است سترون و نازا . باید برگ های تاریخ را ورق زد ودر لابلای آن ، فراز و نشیب ها و افت و خیز های یک ملت را نگریست تا بتوان زمین و زمان  فرهنگ امروز را آماده بارور شدن نمود . قرآن کریم در این باب قصص را مطرح می نماید و بیان  سرگذشت گذشتگان از آیندگان می خواهد که آن را آییه عبرت دانند و با نگاه در آن سرنوشت خویش را رقم زنند."لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الاالباب (یوسف 11) کم  ترکوا من جنات و عیون  و زوروع و مقام کریم و نعمه کانوا فیها فاکهین (دخان آیات  25تا 27)   براستی چه کاخ هایی که بر افراشته نشد و چه پادشاهانی که از سریر قدرت در نغلتیدند و چه عنوانهای پر طمطراقی که برای خویش برنگزیدند . همه را در این خاکدان غم گذاشتند و  گذشتند .

یکی از حکام محلی تالش و کرگانرود در اواخر دوره قاجاریه نصرت الله خان عمید السلطنه  معروف به سردار امجد بود. او مدت 35سال یعنی از سال 1253تا 1288شمسی حاکم محلی  طوالش و کرگانرود بوده است و سلطنت محمد شاه قاجار ، ناصر الدین شاه ، مظفرالدین شاه  و محمد علی شاه را دیده است .از وی دو کاخ به نامهای کاخ ییلاقی آق اولر و کاخ قشلاقی  در مرکز شهرستان تاش فعلی باقیمانده است و امروزه بعنوان آثار باستانی مورد توجه اهالیو علاقه مندان و فرهنگ دوستان است .

 و اینک سرگذشت کوتاه  

نصرت الله خان عمید السلطنه معروف به سردار امجد پسر فرج الله خان طالشی از خوانین  گیلان بود .پدرش فرج الله خان وپدر بزرگش بالاخان نیز از خوانین بودند و املاک ایشان به واسطه ارث به اورسیده بود .تقریبا همه منابع اتفاق نظر دارند که سردارامجد ((از اشقیاءزمان بود وظلمهایی که او نسبت به رعایای خود در طوالش کرده است جزء ضرب المثل است .))

 قتل وغارت بیشمار واجحاف فراوانی که او در حق رعایا  بعمل آورده بود به آنجا رسید که شاه قاجار در 1316قمری حکم دادکه اورا((دم توپ ببندند)) اما او با زیرکی رشوه ای پرداخت واز مجازات گریخت .  

                         مهدی قلی خان هدایت مخبر السلطنه در این باره نوشته است .:عمید

  السلطان تالش قتلها کرده بود بنا شد اورا دم توپ بگذارند ،گذاردند،به گونه ای بسته بودند که  تیر توپ آزاری  به او نرساند .گفتند متوسل به حضرت عباس شد ولی از خارج معروف شد  معجزه را پنج هزارتومان کرده بود که به امیر نظام و ولیعهد محمد علی میرزا رسید ومن راپرت دادم ،بدون ذکری از پنج هزارتومان که علم به صحت آ ن ند اشتم . 

  در سال 1324قمری جزءکسانی بود که به تاسیس بانک ملی ایران اهتمام  ورزید .لیکن مصادف با تشکیل مجلس قانونگذاری اول وکم شدن فشار استبداد دهقانان وضعفا ی تالش وکرگانرود بر ضد او شوریدند وبخشی از اموالش را غارت کردند واین از نخستین حرکت های دهقانی در تاریخ مشروطیت ایران بود .سردار امجد در مقابل ایشان (دهقانان  )کاری از پیش نبرد تا آنکه بعد از به توپ بستن مجلس دوباره به  حکومت قسمتی از گیلان دست یا فت .بنا به دستور محمد علی شاه به گیلان باز گشت وبنای کشتار مشروطه خواهان  را گذارد .دونفر از اعضای انجمن ملی خلخال را کشت وچند نفر رازیر چوب هلاک کرد .اودر تنبیه مشروطه خواهان کار را به آنجا رساند که گفتند هرکس اسم مشروطه راببرد گوشهایش  را کف دستش می گذارند ....

  سلطه مجددسردارامجد برمحدوده پیشین فرمانروایی خود چندان  دوام نیاورد .با فتح تهران وسر نگونی محمد علی شاه آقاجان خان یکی از خوانین تالش همراه سید اشرف کرگانرودی (شجاع دیوان )به تلافی تعدیاتی که از اودیده بودند به وی هجوم بردند وچون قادر به حفظ استیلای سابقش نبود به رشت آمد ودر کنسولگری روس متحصن شدند .مردم تالش بار دیگر اموال اورا غارت کردند وبر زمین هایش مستقر شدند .لیکن سردار امجد دست بردار نبود .اوتلاش می کرد با احراز سمت رسمی به اسالم وکرگانرود برود واز  مخالفینش انتقام بگیرد وبرای نیل بدین منظور به ولی خان اشجع الدوله" اسالمی" متوسل  گردید واورا همراه انتخاب الملک (یکی از بستگانش )برای تهیه مساعد به تالش گسیل  داشت . لیکن براثر کشته شدن یک نفر اسالمی به دست ولی خان وآشفته شدن محل ،اوضاع واحوال برای موفقیت سردارامجد نامساعد گردید .و او صلاحش را در این دید که املاکش را به علی اف تاجر باشی اجاره دهد .از این پس درگیری سردارامجد با رعایایش تا 5سال بعد ادامه یافت ودر این درگیریها او بارها از قزاقان روس یاری گرفت اما هیچ وقت به موفقیت نرسید .این اوضاع ادامه داشت تا آنکَََََه در سال قمری 1332در رشت در کنسولخانه روس وفات کرد وجان عالمی را آزاد ساخت .

  

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 3:9 |

شوخی‏ هاى شهید سید حسن مدرس”اسطوره تاریخ مجلس ایران "

روحانى مبارز اصفهانى

مدرس كه از روحانیون به نام اصفهان و از رجال سیاسى برجسته كشور و از مبارزین خستگى‏ناپذیر میهن ما مى‏باشند. داراى خاطرات و سرگذشت‏هاى جالب و عبرت‏آموز و شوخى‏هاى شیرین و دلچسبى است. مدرس در حدود سال 1287 قمرى در قریه كچو از توابع اردستان متولد شد و در سن شانزده سالگى به اصفهان آمد و سیزده سال در آنجا مشغول تحصیل شد و بعد به عتبات عالیات مشرف گردید و در نجف اشرف ماندگار شد و محضر علما و بزرگان آن زمان را درك و بعد از هشت سال به اصفهان بازگشت و در مدرسه »جده كوچك« مشغول تدریس فقه و اصول شد و در دوره دوم مجلس شوراى ملى به مجلس رفت و چند دوره را پشت سر گذارد و سپس به عراق و سوریه و اسلامبول مسافرت نمود در طول زندگى چندین بار به جان او سو قصد شد و از آنها به طور معجزه آسا جان سالم به دربرد و عاقبت در زندان به شهادت رسید.

براى آشنایى بیشتر خوانندگان گرامى با شرح حال مدرس خلاصه چند نظر را درباره ایشان در این جا نقل مى‏كنیم.

 

حبیب الله نوبخت از نمایندگان هم دوره مدرس درباره او مى‏نویسد:

مدرس مرد دیپلماسى بود. دانا و آگاه بود مدیر بود، مجتهد بود، بى باك بود. چالاك بود و چشم و دل باز بود، بلند نظر بود خطیب بود، خوش محضر بود، لطفیه گوى و بهانه جوى و مطایبه گر بود.

در مزاح كردن شوخ بود، در محاوره و جدل گستاخ بود بیشتر بد مى‏گفت و كمتر بد مى‏كرد. مخالف بود اما دشمن نبود، كینه دور بود ولى انتقامجو نبود، مضمون مى‏گفت قصه مى‏ساخت،، لطیفه‏هاى دلچسب داشت، انبوهى سخره و استهزا ذخیره كرده بود و گاه و بیگاه بار دشمن مى‏كرد، از هرز گفتن باكى نداشت دشمن را هر قدر كه قوى بود از خود كم مى‏گرفت. از دارایى دنیا یك كلك )منقلى كه از گل مى‏ساختند( داشت با یك انبر یك كاسه چوبى به گوشه اطاقش بود كه در آن تنباكو نم كرد. یك تسبیح گلى داشت كه با دانه‏هاى آن مخالفین خود را شماره مى‏كرده واى به جاى آنكه در این دایره مى‏افتاد.

خواجه نورى در كتاب بازیگران عصر طلایى درباره مدرس مى‏نویسد، در رژیم مشروطه آن دوره قدرت معنوى فقط در دست سه طبقه بود:

 

اول روحانیون و دوم نمایندگان مجلس و سوم لیدرهاى حزب و مدرس هم در مركز اولى بود و هم در قلب دومى و هم لیدر سومى این بود كه اطرافیان سیاسى و كسانى كه سیاست خاصى را پیشه داشتند. فهمیدند با چه حریف كاردان و ورزیده‏اى روبرو هستند كه برخلاف تصور نه تنها آرام و منزوى نیست بلكه بر عكس مرد مبارزه و سیاستمدارى نابغه است.

على مدرس نوه مدرس بهتر از همه مدرس را شناخته و توصیف مى‏كند مردى است كه جهان زیبا و پهناور و دنیا را به چشم حقارت نگریسته و به مال و منال آن پشت پا زده و كارى را كه هیچ كس جز انبیا و اولیا خداوند نمى‏توانستند انجام دهند عملاً انجام داده است. مدرس مى‏توانست به كمى سازش با حكومت وقت و عمال آن داراى مقامات عالیه و ثروت بى پایان گشته و عمرى خود و فرزندانش در پناه آن با كمال آسایش بسر برند.

مدرس در تمام عمر ترس را به خود راه ندارد و حس طمع و دنیا پرستى را در وجود خود كشت تا همانطور كه دیدیم در مقابل منافع كشور و ملت از مال و مقام كه سهل است از جان خویش هم گذشت شاید اگر مدرس را نمى‏كشتند امكان داشت چنین افتخارى و محبوبیتى كسب نكند ولى آنانكه او را خار سر راه خود دانسته كشتند به جاى نابودى بر افتخار و عظمت او افزودند به این ترتیب مدرس با بذل جان خویش توانست در میان مردم لقب قربانى آزادى را به دست آورد و در دنیا مظهر فداكارى و شجاعت معرفى شود.

از مدرس خاطرات شیرین بسیارى نقل شده است و ما در اینجا تنها به تعداد معدودى از آنها اشاره مى‏كنیم.

مدرس و شتردار اصفهانى

مدرس در ضمن یكى از سخنرانى‏هاى دوره ششم مجلس شوراى ملى كه در مذاكرات مجلس ضبط مى‏باشد چنین گفته است:

یك شتردارى از اصفهان مى‏خواست برود یزد و نزدیك یك آبادى شترش را رها كرد توى بیابان یكى از توى ده آمده و بنا كرد شتر را زدن.

صاحب شتر گفت:

چرا شتر را مى‏زنى؟

گفت بلكه من این جا را كاریده (كاشته) بودم او هم چریده بود!

مدرس و روابط حسنه!

مدرس در استیضاح مستوفى الممالك ردر مورد عقد قرارداد و روابط حسنه با خارجه گفت:

ما نفهمدیم این روابط حسنه مربوط به كدام حسنه؟!

دختر شوهر دادن مدرس

حاج محمد باقر كاظمى یكى از بستگان مدرس داستان شوهر دادن دختر مدرس را چنین تعریف كرد:

مدرس وقتى از نجف بر مى‏گردد به اسفه از روستاهاى قمشه مى‏آید و روزى بالاى منبر مى‏گوید:

من دخترى دارم كه اكنون وقت شوهر كردن اوست، هر كس خواستار دختر من است بلند شود و پیشنهاد بدهد!

مرتضى نامى بلند مى‏شود و مى‏گوید:

منهم زن ندارم و آقا و خواستگار دختر شما هستم!

آقا قبول مى‏كند و دخترش را به او مى‏دهد، و دیگران اعتراض مى‏كنند كه آقا، مرتضى كارگر ساده و آدم مفلوكى بیشتر نیست، چرا دخترتان را به او مى‏دهید؟ مدرس رد پاسخ مى‏گوید:

براى من فرق نمى‏كند او مرد جوانى است و مى‏تواند كار كند و زندگى خود و زنش را بچرخاند.

پول در آوردن مدرس

حاج محمد باقر كاظمى یكى از بستگان مدرس از قول سید عبدالكریم مى‏گوید: سید عبدالكریم تعریف مى‏كرده وقتى ما با سید حسن مدرس در مدرسه جده كوچك درس مى‏خواندیم، چند وقتى حقوق طلبگى ما نرسید و همگى بى پول شدیم، یك رود دیدم آقاى مدرس یك پول داد به یك طلبه و گفت:

برونان بگیر

طلبه دیگر رسید، یك پول هم به او داد و گفت:

برو نان بگیر.

آن وقت‏ها قیمت یك قرص نان یك پول بود من گفتم:

شما و ما حقوقمان یكى است و همه از یك جا پول مى‏گیریم حالا چطور شده كه ما پول نداریم و شما دارید؟!

مدرس خندید و گفت:

مگر مرد هم بى پول مى‏شود؟!

پرسیدم:

آخر از كجا و چطورى؟

گفت:

 

شب بیا حجره ما بمان تا نشانت بدهم.

شب رفتم و حجره ایشان ماندم. صبح طلوع فجر بیدارم كرد پا شدیم و نماز خواندیم آنگاه در گنجه‏اى را باز كرد و یك سطل و زنابى بیرون كشیدو یك كلاه نمدى گذاشت سرش و گفت:

برویم.

آن موقع در اصفهان مرسوم بود كه صبح زود آب حوض‏ها را خالى مى‏كردند و با پا آب مى‏كشیدند و دوباره حوض‏ها را پر مى‏كردند ما راه افتادیم توى كوچه‏ها و داد زدیم:

آبكش! آبكش!

خانه‏اى صدایمان كردند. من حوض را خالى و پاك كردم و مدرس آب كشید و پر كرد. دو تا حوض خالى و پر كردیم و نفرى سه پول گیرمان آمد آن وقت مدرس رو به كرد و گفت:

دیدى؟ این هم پول، هم مى‏توانى خودت نان بخرى و هم به دو طلبه دیگر هم كمك كنى!

مدرس و سیاست انگلیس

یك وقتى نماینده انگلیسى‏ها به مدرس گفته بود:

 

خوب اگر ما دست از سردار سپه برداریم شما هم دست از مخالفت با سیاست‏هاى ما برخواهید داشت؟

مدرس با كمال غرور و یكرنگى جواب داده بود:

اول روزى كه شوما دست از رضاخان بردارید تازه همون روز من مى‏چسبمش!

مولف كتاب مدرس شهید در این باره از قول مدرس مى‏نویسد:

 

انگلیسى‏ها به من گفتند اگر ما از سردار سپه حمایت نكرده او را رها كنیم شما به سیاست ما موافقت مى‏كنید؟

پاسخ شنیدند:

هر زمانى كه شما سردار سپه را رها كردید من محكم او را مى‏چسبم و از قدرت نظامى او به نفع مملكت و ملت بهره مى‏گیرم!!

مدرس و گدا

جبیب الله نوبخت یكى از وكلاى هم دوره مدرس در روزنامه پاریس درباره مدرس چنین نوشته است:تهرانى‏ها گمان مى‏كنند كه مردم اصفهان دست دهنده ندارند، اما مدرس مردى كریم بود و بخشنده بود و همیشه جماعاتى گدا و مداع و دعا گو به گرد خانه‏اش طواف مى‏كردند. عادتش بر این بود كه در خانه شب كلاهى بپوشد بدون دستار.

یك روز كه كیسه‏اش تهى بود سید گدایى به سماجت دامنش را گرفته بود و رها نمى‏كرد مدرس دست برد و شب كلاه از سربرگرفت و پیش از آن گدا افكند شب كلاهش قلم كار كهنه‏اى بود.

مردك گدا شب كلاه را از این رو به آن رو كرد و سبك گرفت و مى‏خواست سخن به انكار بگوید كه یكى از مریدان بازارى آن مرجون چنان چون بازى كه خود بر شكار افكند از جا پرید و شب كلاه را از دست گدا بركشید و بوسید و به جاى آن یك اسكنان صد تومانى به دستش داد و گدا تازه فهمیده بود آن كلاه چه كالاى گران بهایى است فریاد برآورد كه:

نمى‏دهم، نمى‏دهم.

چند نفر بازارى كه با آن تاجر یار و مددكار بودند دست كرم بر گشادند و هر یك مبلغى به او دادند و آن گدا دویست و شصت تومان جمع كرد ولى غبن داشت و مى‏گفت:

سیصد تومان مى‏خواهم.

اما مدرس با عصا بر كله اس كوبید و گدا راه خود بر گرفت.

مدرس و چك سفیر انگلیس

نیمه شبى سفیر انگلیس با یك نفر مترجم وارد منزل مدرس شد و چكى به مبلغ 1000000 ریال را كه همراه آورده بود به مدرس داد و گفت:

هر جور مى‏خواهى آن را خرج كن شنیده‏ام كه پول نقد نمى‏گیرى از این رو چك را نیمه شب آورده‏ام تا قبول كنى!

مدرس به آرامى پرسید:

سفیر گفت:

چك است، ورقه‏اى كه به محض ارائه به بانك وجهى را كه در آن نوشته شده است به شما خواهند پرداخت.

مدرس خودش از بنیان بانك بود و چك را به خوبى مى‏شناخت و قصد سربسر گذراندن او را داشت.

سفیر انگلیس با تعجب به مدرس نگریست و با خود گفت:

این دیگر چه جور روحانى، نماینده مجلس و سیاستمدارى است كه چك را نمى‏شناسد!

در این موقع مدرس سر را بلند كرده و چشم در چشم سفیر انگلیس دوخته و با خنده گفت:

آنها كه مى‏گویند مدرس پول نمى‏گیرد درست نمى‏گویند، من پول مى‏گیریم در روز هم مى‏گیریم، مشروط بر اینكه طلا باشد و بار شتر باشد و ما بین نماز ظهر در مسجد سپهسالار و در حضور مردم براى من بیاورند. وقتى این حرف‏ها را مترجم براى سفر ترجمه كرد سفیر با اوقات تلخى گفت:

بیا برویم این مرد مى‏خواهد آبروى ما را در دنیا ببرد؟

مثلى كه مدرس می ‏گوید

مدرس در ضمن یكى از نطق‏هاى خود در دوره ششم مجلس شوراى ملى كه در صورت مذاكرات مجلس وجود دارد گفت :

اگر خیلى خسته شدید یك مثلى می ‏گویم : شاعرى در زمستان براى ملاكى قصیده گفت، رفت در توى خانه پاى بخارى قصیده را خواند. ارباب ملك خوشش آمد صد خروار گندم حواله به ناظرش داد سرخرمن، این شاعر هم جواله را گذاشت توى جیبش و نگهداشت تا سر خرمن كه شد برد پیش ناظر و ناظر دید صد خروار گندم اربابش حواله كرده در صورتى كه می‏دانست اربابش گندم را دانه دانه می‏شمارد خیلى تعجب كرد و گفت:

آقا اجازه بدهید كه من ارباب را ببینم.

گفت:

عیبى ندارد.

ناظر شب رفت پیش ارباب حواله را نشان داد و گفت:

این چیست؟

گفت: شب پیش بخارى نششته بودیم، آن بعضى چیزها گفت ما خوشمان آمد ما هم چیزى نوشتیم دادیم او خوشش بیاید.

مدرس و مشروبات الكلى

على مدرس درباره یكى از سخنرانى‏هاى مدرس در مجلس چنین نوشته است:

نطق دیگر این موضوع هر كسى سخنى گفت: لیكن مدرس مطلب بسیار تازه و بدیعى را عنوان كرد كه بیان آن از طرف یك مجتهد آن هم مرد پاكبازى مثل مدرس بر اهمیت آن افزود.

مدرس به عنوان مخالف ورود مشروبات الكلى از خارج بیان داشت:

وارد نمودن اگر كسى مى‏خواست از فرمان عقل سرپیچیى كند و مشروب بخورد. مگر شراب نجف آباد و جلفاى شهر خودمان اصفهان چه عیبى دارد، خدا آباد كند این دو محل را كه مى‏خواران را از نیاز به مشروبات خارجى در امان داشته است.

مدرس و دادگسترى

در یكى از جلسات كه مرحوم داور راجع به دادگسترى و تشكیلات آن صحبت مى‏كرد اظهار داشت:

سابقاً دادگسترى ما طورى بود كه به زحمت مى‏توان بدان نام دادگسترى داد و آنقدر وضع آشفته و در همى داشت كه مدتها وقت ما را مصروف به خود داشت تا داراى وضعى روشن و تشكیلات مرتب و منظم گشت.

سابقاً همه ملل به دادگسترى ما مى‏خندیدند ولى حالا...

در اینجا مدرس همانطور كه بر كرسى نشسته بود با كمال خونسردى فریاد زد:

حالا هم مى‏خندند!

با طنین انداختن این جمله در مجلس غوغا شد. گروهى به خنده و عده‏اى به پرخاش افتادند، مدرس هم بدون اینكه كوچكترین عكس العملى نشان دهد و درست مانند كسى كه گفتن حقایق تلخ و تند از معتقدات اوست آرام نشسن و آن همه دگرگونى را تماشا نمود!

مدرس و انتخابات

انتخابات تمام شد و مدرس از تهران حتى یك راى هم در صندوق به نامش خوانده نشده و به قول خودش در سخنرانى مبسوطى كه راجع به انتخابات دوره هفتم نموده اظهار داشته اگر باور كنیم كه تمام مردم تهران به من راى ندادند. ولى من خودم شخصاً به پاى صندوق چه شد و چرا خوانده نگشت!

این سخن محافل سیاسى و گردانندگان انتخابات مخصوص! را به وحشت انداخت و دم خروس به قدرى نمایان گشت كه جاى انكار نبود. در همین وقت یكى از محارم شاه نزد مدرس آمده اظهار داشت:

اعلیحضرت احوال پرسى نموده گفتند، چون شما از تهران انتخاب نشده‏اید اجازه بدهید كه كاندیداى یكى از شهرستان‏ها شوید و دستور دهم انتخاب گردید!!

مدرس با نهایت تندى و خشونت مى‏گوید:

به سردار سپه بگو اگر مردى، مردم را آزاد بگذار تا به ببین من از چند شهر انتخاب مى‏شوم و الا مجلسى كه به دستور تو من نماینده‏اش گردم باید درش را لجن گرفت.

آن شخص هم مایوسانه به عرض رضاخان مى‏رساند كه مدرس چنین گفت

مدرس و مستوفى نخست وزیر

مدرس چون اعتقاد كامل داشت كه مستوفى نخواهد توانست در مقابل تمایلات سردار سپه مقاومت كند و مخصوصاً قدرت و شجاعت جبلى او آن حدت و شدت را ندارد كه كارها را مانند شمشیرى بریده پیش رود و ذاتاً عارف مسلك و بسیار خوش طینت است تصمیم گرفت كابینه را در بدو امر یعنى هنگام معرفى به مجلس و طرح برنامه كار ساقط كند.

مدرس براى آماده كردن زمینه، مثال بسیار شیرین و معروفى درباره مستوقى كه او را آقا نامید دارد كه در آن زمان به صورت خاصى در اذهان جلوه نموده ظاهراً پیش از اینكه جلسه تشكیل شود و مستوفى برنامه كار خود را طرح نماید عده‏اى از وكلا در اطاق تنفس از مدرس مى‏پرسند:

مستوفى شخص وطن پرست و درستى است، براى چه شما با او مخالفت مى‏كنید؟

مدرس كه در حاضر جوابى و بیان مثال‏هاى بجا و دلچسب و در عین حال مستدل استادى ماهر بود در پاسخ مى‏گوید:

آقا) مستوفى( درست مانند شمشیر مرصع و جواهر نشان است كه فقط باید در روزهاى بزم و ایام سلام به كمر بست ولى قوالم السلطنه مانند شمشیر فولادى و برنده‏اى است كه باید در روزها و مواقع جنگ به دست گرفت مملكت ما در این روزها احتیاج به شمشیر برنده فولادى دارد نه شمشیر جواهر نشان!

مدرس و خون سردار سپه

در زمانى كه سردار سپه به اوج قدرت و سلطنت رسید و تمام عوامل قدرت به زود در دست او بود مدرس در مدرسه سپهسالار )مطهرى فعلى( براى طلاب درس فقه مى‏داد و در مجلس درس او صدها نفر نشسته بودند و جاسوسان دستگاه شهربانى هم در لباس‏ها و قیافه‏هاى مختلف چشمان خود را به دهان او دوخته بودند.

وقتى به باب مزاحم كه یكى از مسائل فقهى است مى‏رسد پس از شرح مطلب كه اگر در ازدحام كسى كشته شود خونش هدر خواهد بود ولى دیه آن را حاكم شرع باید از بیت المال بپردازد براى مثال:

 

اگر سردار سپه در موقعى كه جمعیت زیاد جمع شده‏اند مثل روز 2 حمل 1302 )روز جمهوریت( وارد جمعیت شود و مردم او را بكشند خونش هدر مى‏باشد و باید از بیت المال مسلمین دیه او را پرداخت نمایند.

مدرس و وزیر دارایى

بنا به نوشته على مدرسى مولف كتاب مدرس شهید در میان مراجعین و دیدار كنندگان مدرس از عموم طبقات افرادى دیده مى‏شد كه همه گرداگرد آقا مى‏نشستند و مطالب خود را بیان مى‏داشتند و پاسخ مى‏شنیدند، یكى از روزها وزیر دارایى وقت هم براى مشورت درباره بودجه كل كشور به حضور مدرس آمده و چون این مرد ساده دل پاكباز با همه صمیمى و یك رنگ بود به وزیر دارایى مى‏گوید:

تا من به دیگران مى‏رسم كوزه قلیان را بردار و آب آن را تازه كن.

 

وزیر هم باكمال صفا كوزه قلیان را برداشته و چون براى اولین بار چنین كارى را انجام مى‏داده از حد معمول آب آن را زیادتر مى‏ریزد و مدرس بدون ملاحظه رو به او كرده مى‏گوید:

كسى كه نتواند آب یك كوزه قلیان را به طور صحیح عوض كند چگونه قادر است بودجه مملكت را تنظیم نماید؟

معلوم نیست اگر این حكایت آموزنده صحیح باشد جناب وزیر در آن هنگام چه پاسخى داده است در هر صورت این جمله از آن روز به بعد به شكل یك ضرب المثل جالب در آمده و در محاورات عممى اغلب به كار مى‏رود.

مدرس و جوان‏هاى با شخصیت

در یكى از روزهایى كه مدرس به منزل مى‏رفت عده زیادى از رجال یعنى وزراه و وكلاى مجلس همراه آقا بودند نزدیك منزل ایشان دكانى بود مدرس به دكاندار گفت:

مشهدى عباس یك چارك از اون ماست‏هاى ترش را تو اون كاسه سبزه بكن و مزه داشته باشه!

مشهدى عباس قدرى ماست در كاسه كرد و گفت:

اجازه بدید بیاورم؟

مدرس گفتند:

خیر بده دست شاهزاده كه هنوز جوان است یك دسته هم یونجه سبط بده به میزعلى اكبرخان!

منظور مدرس از شاهزاده نصرت الدوله فیروز میرزا و مقصود از میزعلى اكبرخان، على اكبر داور بود!

همین كار هم شد و این دو نفر كه در آن هنگام خیلى هم شخصیت داشتند افتخار ماست كشى و یونجه بردن براى بره آقا را به عهده گرفتند، در بین راه مدرس به داور مى‏گفتند:

میز على اكبرخان، چى امروز خیلى دعات مى‏كنه!

مدرس و فونوغراف

در دوره دوم مجلس شوراى ملى یك از نمایندگان دولت را به جرم )كوك كردن گرامافون( استیضاح كرد و در جلسه سه شنبه ششم محرم سال 1328 در مجلس گفت:

وزارت داخله جلوى منهیات را نمى‏گیرد، بنده به گوش خودم شنیدم كه صداى فونور غراف )گرامافون( در كوچه شنیده مى‏شود!

وزیر داخله گفت:

جلوى صداى فونوغراف، خانه‏هاى مردم را نمى‏توان گرفت ولى مخالفین جلوى گوششان را مى‏توانند بگیرند!

آن وكیل سخت برآشفت مرحوم مدرس كه سیاست مدار روشنى بود رو به آن وكیل كرده گفت:

 

مرحوم سپهسالار در بهارستان دو عمارت ساخته یكى اینجاست كه نامش مجلس شوراى ملى است و براى بحث در امور سیاسى است لكن كمى آن طرف‏تر نامش مسجد سپهسالار و جاى بحث شرعى تو آخوند اگر بحث شرعى دارى برو آنجا جایش در مسجد سپهسالار است!

بدین طریق دیگربحث )كوك فونوغراف( و استیضاح از دولت منكوب ماند

مدرس و كورى چشم دشمنان

خواجه نورى در سرگذشت مدرس در كتاب بازیگران عصر طلایى مى‏نویسد: »در موقعى كه مدرس را ترور نمودند و در بیمارستان بسترى بود، رضا خان كه در خارج از تهران بود تلگرافى به ایشان نموده و احوال پرسى مى‏كند. مدرس ضمن پاسخ تشكر مى‏نویسد:

به كورى چشم دشمنان مدرس زنده است!

نامه مدرس به احمد شاه

مى‏گویند مدرس تنها یك نامه به احمدشاه نوشته است و اینك عین نامه در دست مى‏باشد مى‏گویند احمد شاه از مدرس گله كرده و گفته است:

مدرس به منویات ما همراه نیست.

شهریارا هر كسى با اسلام و با مصالح موافق است با او همراهم والافلا!

مدرس و نصرت الدوله

 

نصرت الدوله قرارداد 1919 را امضت‏ء كرده بود و مورد بغض و نفرت مردم قرار داشت. روزى در شكارگاه هنگام شكار چند ساچمه به دست راستش خورد و آن را ناراحت ساخت به همین مناسبت نصرت الدوله مرتباً بره موم در دست داشت و با سرانگشتان و كف دست آن را مى‏فشرد تا در دستش بهبود یابد.

یك روز بر حسب تصادف مدرس به او رسید و با دست چپ خود دست راست او را گرفت و فشرد به طورى كه فریاد نصرت الدوله به سختى بلند شد و درخواست كرد كه مدرس او را رها سازد!

مدرس وقتى ناله او را درآورد گفت:

مى‏دانى چرا دست چپ من كه چند تیر هم خورده از دست راست تو كه چند ساچمه خورده قوى‏تر است؟

نصرت الدوله گفت:

نمى‏دانم علت چیست؟

مدرس گفت:

براى اینكه تو با این دست قرارداد 1919 را امضا كرده‏اى!

مدرس و مجسمه رضا شاه

تهراهى‏ها حتماً به پادشاهان هست كه بر سر در بزرگ باغ ملى كه اینك محل ساختمان‏هاى شهربانى سابق و امور خارجه و زندان موقت است تا چندى قبل مجسمه نیم تنه‏اى از رضاشاه به همراه تصاویرى از او در پشت مسلسل و غیره نصب كرده بودند و این مجسمه دو طرفه بود. در این اواخر به دنبال پاكسازى آثار طاغوت این مسجمه را برداشتند و نیز تعدادى كاشى‏هاى نقاشى شده و داراى نوشته را كندند و به جاى آنها كاشى‏هاى آبى ساده نصب كردند.

یك روز رضا شاه براى نشان دادن قدرت نظامى خود به مدرس ترتیب نمایش سان و رژه‏اى را در باغ ملى آن وقت داد و چادر باشكوهى در آنجا برپا كرد. مدرس را هم به آنجا دعوت نمود.

خوب چطور دیدى سید؟

مدرس گفت:

بله مسجمه شما را در بالاى سردر باغ ملى دیدم و مثل صاحبش دورو بود!

 

مدرس و كشف حجاب

یكى از موافقین كشف حجاب روزى نزد مدرس مى‏آید و با او به صحبت مى‏پردازد مدرس با استدلال مطلب را مورد بحث قرار مى‏دهد و در حالى كه یكى از طلبه‏هاى سیه چهره و آبله رو و تنومند در كنار دستش نشسته بود به طورى كه مطایبه مى‏گوید:

خوب حالا آمدیم و كشف حجاب شد و زن‏ها بدون چادر با روى باز به كوچه‏ها ریختند اگر در چنین حالى خواهر این شیخ )اشاره به طلبه سیه چهره تنومند( كه لابد شبیه بردار خویش است با چنین قیافه‏اى بدون چادر و روبند به كوچه آمد و مردم دچار ترس و وحشت شدند باید چه كرد؟!

مدرس و نماینده طرفدار لایجه دولت

در هنگام طرح یكى از لوایح دولتى كه مدرس مخالف آن بود مدرس با دقت نمایندگان حاضر با نگریست و دانست كه اگر یك نفر از دسته موافق لایحه كم شود لایجه در هنگام راى گرفته به تصویب نخواهد رسید.

موافقین هم به همین ترتیب خیال مى‏كردند با اكثریت یك نفر لایحه تصویب خواهد شد. اینجا بود كه مدرس دست به انجام شاهكارى زد و آرام در كنار یكى از نمایندگان كه شیخ متعصب و متدینى بود نشست و به آرام اظهار داشت.

 

هم اكنون هنگام نماز است و اگر لایحه مطرح شد فرصت نماز خواندن شما به علت شور و بحث زیاد مى‏گذرد بهتر است شما واجب را فداى مستجب ننمایید.

 هم قبول كرد و براى اداى نماز از جلسه خارج شد مدرس فورى در اطاق خویش را) اطاق فراكسیون طرفداران مدرس كه بعد به نام فراكسیون اقلیت خوانده شد( گشوده و مهر خود را به او داد و شیخ مشغول نماز گشت مدرس آرام آرام در اطاق را قفل و كلید را در جیب خویش نهاده گرفته شد.

پس از شمارش راى‏ها عده مخالفین زیادتر و بدین ترتیب لایحه به تصویب نرسید موافقین كه چگونگى را نمى‏دانستند در شگفتى فرو رفتند و مدرس خود را به شیخ رسانیده گفت:

شیخ حالا چه موقع نماز خواندن بود!!

مدرس و هیات دولت

هنگامى كه ماژرور روبرت ایمبرى كنسول دولت متحده آمریكا در ایران كشته شد و نیز تبعه دیگر امریكا به شختى مجروح گردید سفیر كبیر دولت تركیه در تهران به عنوان شیخ السفرا یادداشت اعتراضیه‏اى به دولت ایران نوشت و موضوع در مجلس با حضور هیات دولت مطرح گردید در این وقت مدرس پشت تریبون مجلس قرار گرفت و پس از اظهار مطالبى گفت:

 

من خیلى تاسف مى‏خورم از اینكه این واقعه اتفاق افتاده است كه نباید اتفاق اتفاده باشد و ان اشاء الله الرحمن نظیر هم دیگر پیدا نخواهد كرد و البته همه ماها متاسفیم غرض از جانب خودم و جانب هم دین‏هاى خودم كه در حقیقت همه ملت ایران باشد اظهار تاسف مى‏كنم.

نقل شده است كه قبل از آنكه مدرس سخنان فوق را ایراد نماید هنگامى كه در محل سخنرانى قرار مى‏گیرد در حالى كه با انگشتان دست راست خود روى تریبون مى‏زده در همان زمام مترنم به بیت ذیل بوده و ضمناً با دست چپ نیز به طرف هیات دولت اشاره مى‏كرده است.

محتسب فتنه در این شهر ز من داند و مى                لیك من این همه از چشم شما مى‏بینم

مدرس و پیشنهاد رضا شاه

نادعلى همدانى، در كتاب مدرس سى سال شهادت به نقل از آقاى سید حسین مدرس اسفه‏اى مى‏نویسد:

در مورد عدم سازش مدرس با رضا خان شواهد زیادى در تاریخ هست ولى این نقل قول از سپهبد امان الله جهانبانى هم شنیدنى است او مى‏گفت: من در دوره‏اى كه مرحوم مدرس در خواف تبعید بودند دوبار از طرف رضا شاه به دیدن ایشان رفتم و برایشان پیغام بردم، در این پیغام‏ها رضا شاه به مدرس پیشنهاد مى‏كرد كه یكى از این دو شق را بپذیرند تاآزاد شوند یا نایب التوالیه آستان قدس رضوى بشوند و كارى به كار سیاست نداشته باشند و یا به عراق عرب بروند و تا آخر عمر به در آنجا به امور دینى مشغول باشند.

مرحوم مدرس در هر دو بار گفتند:

از طرف من به رضاخان بگویید من اگر از تبعیدگاه خارج شوم همان حسنم و شما هم همان رضا خان ما نمى‏توانیم با هم كنار بیاییم، من مخالفتى را كه با شما دارم تا آخر عمرم خواهم داشت بنابراین پیشنهاد شما پذیرفته نیست.

مدرس و آقا نجفى مسجد شاهى

نادعلى همدانى در كتاب مدرس سى سال شهادت از قول سید حسین مدرس اسفه‏اى برادرزاده مدرس مى‏نویسد:

به زودى سرمایه داران و روحانیون صاحل مال و مكنت، كه از غفلت و اعتقاد كوركورانه مردم ساده دل به قدرت و ثروت رسیده‏اند. از روشنگرى‏هاى مدرس جوان احساس خطر مى‏كنند و به فكر اذیت و آزار او مى‏افتند بخصوص آقا نجفى مسجد شاهى كه خود و فرزندانش استفاده‏هاى كلانى از غارت موقوفات مى‏برند به تحریكاتى علیه مدرس دست مى‏زنند، عوامل خود را به آزار پسر او و امیدارند و كسانشان طلبه هایى را كه به درس مدرس مى‏رفتند كتك مى‏زنند. مدرس براى اعتراض به این اعمال به تخت پولاد مى‏رود و متحصن مى‏شود.

مردم اصفهان كه به این مجتهد جوان و مبارز كه على وار زندگى مى‏كند ارادت یافته‏اند براى حمایت از او به تخت پولاد مى‏روند مدرس به منبر مى‏رود و ضمن وعظ مى‏گوید:

این آقا نجفى واجب القتل است!

مردم مى‏پرسند:

چرا؟!

مى‏گوید:

این آقا نجفى كسى است كه خود و اولادش عده زیادى از دختران مردم را صیغه مى‏كنند و پس از چند روزى آنها را مى‏بخشند و كسى كه زن آقا نجفى یا عروس آقا نجفى شد دیگر زن رعیت یا كارگر نمى‏شود و كم كم به فحشا كشیده مى‏شود و به این ترتیب به عده فواحش افزوده مى‏شود بنابراین آقانجفى واجب القتل است!

آقا نجفى مسجد شاهى، از شنیدن ماجرا احساس خطر مى‏كند و كسانى را به وساطت مى‏اندازد كه میانه او و مدرس را اصلاح مى‏دهند و مدرس را با احترام به شهر بر مى‏گردانند!

زنده باد مدرس!

عبدالله مستوفى درباره استیضاح اقلیت مجلس از سردار سپه در روز 17 اسد سال 1303 و ماجراى برخورد عده‏اى از مردم با مدرس مطالبى دارد كه خلاصه آن چنین است:

روز 17 اسد وكلاى اكثریت هوچى‏هاى خود را تحت امر سرهوچى‏ها به صحن بهارستان فرستادند كه براى هر گونه هوو جنجال و راه انداختن صداى مرده باد زنده باد حاضر باشند. البته نظمیه هم عده‏اى ماجراجو در میان آنها جا داده بود كه در موارد لزوم كمك به آنها برسانند، در این موقع سردار سپه با افراد كابینه خود وارد شد. هوچى‏ها مقدارى زنده باد تحویل او دادند وكلاى اكثریت هم همگى آمده بودند وكلاى اقلیت هم یكى یكى مى‏رسیدند و به اطاق فراكسیون خود رفته منتظر مدرس بودند.

مدرس به علت ضعف مزاج قدرى دیرتر از سایر رفقاى خود وارد بهارستان شد، ورود او تمام انظار را متوجه او كرد. جمعى كه قبلاً دستورداشتند با فریاد »مرده باد مدرس« به سمت او هجوم آوردند، عده‏اى بى طرف به صرافت طبع، دور مدرس را گرفته و بین او و ماجراجویان حایل شدند ولى هوچى‏هاى اكثریت و مزدوران نظمیه باز هم از گفتن مرده باد مدرس و زنده باد سردار سپه كه پشت سر هم تكرار مى‏كردند دست برنداشتند همین كه مدرس جلو سرسراى مجلس رسید این بار دسته جمعى جمله مرده باد مدرس را تكرار كردند مدرس برگشته وبه آنها گفت:

 

چرا اینقدر بر ضرر خود اصرار دارید؟ اگر مدرس بمیرد، دیگر كسى كه شما پول نخواهد داد.

در حالى كه از پله‏ها بالا مى‏رفت ماجراجویان از دم سراسر یك بار دیگر به طور اجتماع فریاد مرده باد مدرس كشیدند. مدرس كه وسط پله‏ها رسیده بود رو به جمعیت كرده گفت:

زنده باد مدرس! مرده باد سردار سپه!

و سپس خود را به اطاق فراكسیون اقلیت رساند.

مزدوران باز جمله مرده باد مدرس را با صداى بلند از صحن بهارستان تكرار كردند مدرس سر از پنجره اطاق خود بیرون كرده او هم دو جمله:

زنده باد مدرس، مرده باد سردار سپه، خود را در جواب گفت!

بقیه ماجرا از كتاب »داستان‏ها« نوشته سید جمال الدین حجازى به نقل از كتاب »مدرس شهید نابغه ملى ایران« بخوانید:

در آن حین رضا شاه وارد شد و پس از قدرى اشتلم و تهدید به طرف مدرس حمله كرد و یقه پیراهن كرباسین آن پیرمرد لاغز و خسته را گرفت و با غضب كنج دیوارى گذاشته و گفت:

 

سید آخه تو از جون من چه مى‏خواهى؟

مدرس بى آنكه ذره‏اى تحت تاثیر آن همه خشم و تهدید قرار گیرد با روحیه‏اى بى تفاوت و سیمایى استوار و بى اعتنا رو به رضاشاه كرد و چون او ژستى به خود گرفت و دست هایش را بالا آورد با آهنگى به شیوه وى و با لهجه اصفهانى اش گفت:

مى‏خوام كو تو نباشى!

تواضع و فروتنى مدرس

معروف است كه در جنگ اول بین الملل و تشكیل حكومت موقتى در غرب ایران كه بالاخره منجر به مهاجرت بعضى از اعضاى كابینه حكومت موقت به اسلامبول شد موقع حركت از داخل تركیه چون تصمیم ناگهانى بود جاى كافى در قطار نداشتند. دولت عثمانى از جهت رعایت حال مهاجران و احترام به شخص مدرس، دستور داد یك واگن اختصاصى براى مهاجران به قطار ببندند و چند مامور محافظ خاص) ضابط( از این گروه حفاظت كنند.

مرحوم مدرس به عادت طلبگى آدم منظم و با سلیقه بود و خودش وسایل زندگى را فراهم مى‏كرد در بین راه یك جا خواستند استراحت كنند. مدرس بلند شد و قلیان تمیزى چاث كرد و چاى خوش عطرى دم كرد امیر خیزى هم در این سفر سمت مترجمى داشت. خود مدرس بلند شد و چند چاى و یك قلیان برد و به نگهبانان ظابطان داد. رئیس ظابطان از چاى بسیار خوشش آمد و از قیافه ساده و نحوه خدمتگزارى مرحوم مدرس فكر كرد كه او قهوه چى هئیت است. با اشاره دستور داد كه یك چاى دیگر بدهد.

مدرس با كمال خوشرویى چاى دوم را برد. وقتى به شهر نزدیك شدند رئیس ضباط پیش آمد و به امیرخیزى گفت كه مى‏خواهد پول چاى را بدهد امیرخیزى گفت:

پول لازم نیست.

اما آن افسر اصرار داشت كه مایل نیست ضرورى متوجه پیرمرد قهوه چى بشود. در در همین وقت قطار ایستاد جمعى از هئیت استقبال كردند و مدرس را با سلام و صلوات و احترام پیشاپیش بردند. امیر خیزى به ظابطان گفت:

اصلا این واگن فوق العاده براى همین مرد محترم )مدرس( به قطار اضافه شده است.

رئیس ضباط كه از ماجرا شرمنده شده و در عین حال تعحب كرده بود رو به دوستان كرد و گفت:

شهدالله عمر حضره تلریندن شكره بیله افندى بیر كیمسه گورمك.

 

یعنى: به خدا قسم كه بعد از حضرت عمر، ما افندى به این بزرگوارى ندیده‏ایم.

مدرس و صدر اعظم عثمانى

در مسافرت مدرس به تركیه در هنگام ملاقات رسمى با پرنس سعید جلیم پاشا و طلعت پاشا وزیر كشور پس از انجام تعارفات معمولى صدراعظم دستور مى‏دهد چاى »عجمى« بیاورند. سید حسن مدرس به مترجم خود مى‏گوید:

بگویید كه به جاى كلمه عجم لفظ ایرانى استعمال نمایند زیرا ماده لغوى كلمه عجم از عجمه مى‏باشد و اشتقاق آن كلمات مختلفه حاكى از تحقیر نژاد غیر عرب یعنى ملت ترك و ایرانى مى‏باشد و ما ایرانیان كه داراى نوابغ و دانشمندانى بودیم كه به زبان و تمدن عرب و اسلام خدمات شایانى كرده‏اند سزاوار نیست كه تحقیر شویم، لذا خواهشمندیم لفظ عجم را از قاموس زبان خودتان خارج كنید و به جاى آن كلمه ایرانى را انتخاب فرمایید.

پس از ترجمه این كلمات صدر اعظم اظهار مى‏كند:

خوب است لباس سربازان ایرانى و ترك یك سان و متحدالشكل شود.

مدرس تبسمى كرده در پاسخ مى‏گوید:

خیلى چیزهاست كه بایستى بشود ولى متاسفانه نمى‏شود و من هم خیلى چیزها دلم مى‏خواهد ولى ممكن نیست و از طرفى در وسط دانه گندم هم خطى است ما همان لباسى را داریم خوب است ولى چقدر خوب بود كه صدراعظم مى‏گفتند، به جاى آنكه لباس سربازان ایرانى و ترك یكسان و یك شكل شود برادران ایرانى و ترك یك دل شوند زیر ممكن است از حیث لباس هم رنگ بشویم، ولى یك دل نباشیم.

مدرس و پادشاه عثمانى

حسین مكى در كتاب تاریخ بیست ساله ایران درباره ملاقات مدرس با پادشاه عثمانى مى‏نویسد:

پس از دو سه روز كه از ورود مدرس در اسلامبول گذشت سلطان محمد خامس پادشاه دولت عثمانى در» قصردلمه باغچه« مدرس را براى ملاقات و مذاكره دعوت مى‏نماید مدرس در ساعت مقرره به قصر خلیفه حاضر مى‏شود و با سلطان ملاقات مى‏نماید بعد از انجام تشریفات معمولى به پادشاه اظهار مى‏كند.

مقصود از مهاجرت ما ایرانیان به این كشور این است كه اولاً دولت عثمانى صحبت الحاق قسمتى از خاك آذربایجان را به خاك عثمانى موقوف نماید تا ثانیاً در موضوع صمیمیت بین برادران مسلمان ایرانى و ترك مذاكراتى به عمل آوریم.

بالاخره در پایان مذاكره پادشاه به مدرس مى‏گوید:

شما در حكومت مشروطه ایران آن طور كه باید و شاید كارى انجام نداده‏اید!

 

مدرس در پاسخ مى‏گوید:

خیر این طور نیست كه مى‏فرمایید زیر ما یك اداره پستخانه تاسیس كرده‏ایم كه با نقاط دنیا ارتباط پستى بین المللى دارد و حال آنكه در اسلامبول )مركز خلافت اسلامى( هر دولتى جداگانه پستخانه تاسیس كرده است و به برخى از كشورها كه در آنجا پستخانه ندارند مرا سلات و محمولات پستى را نمى‏توان رد و بدل كرد.  شهید مدرس! اسطوره تاریخ مجلس ایران"

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 7:24 |

انتخابات چيست؟
انتخابات سلسله اقدامات و عمليات منسجم و پيوسته اي است كه در يك محدوده جغرافيايي مشخص و زماني محدود ومعين صورت مي گيرد و منجر به برگزيده شدن فرد يا افراد و يا موضوع ومرام خاصي از سوي اكثريت مردم مي شود.
اجرا و انجام اين سلسله اقدامات و عمليات كه منتج به اين نتيجه گردد، اصطلاحاْ برگزاي انتخابات ناميده مي شود.
تاريخچه انتخابات:

سابقه و ديرينه انتخاباتي ايران به 97 سال پيش بر مي گردد. از آن مقطع به اين سو ما عمدتاْ شاهد دو دوره متفاوت انتخاباتي با قوانين و دستاوردهاي مختلف بوده ايم كه مي توان آن را به انتخابات قبل از انقلاب و انتخابات پس از پيروزي انقلاب اسلامي تقسيم كرد.قبل از پيروزي انقلاب(اولين مجلس موقتي)اولين شكل انتخابات و تشكيل مجلس در ايران به زمان بعد از مشروطيت بر مي گردد. فرمان مشروطيت در تاريخ 14 جمادي الثاني سال 1324 هجري قمري از طرف مظفرالدين شاه قاجار صادر شد و اولين مجلس موقتي كه طبق اين فرمان بايد” نظامنامه انتخابات” را تهيه نمايد، در تاريخ 26 مرداد ماه سال 1285 هجري شمسي در عمارت نظام تشكيل شد.
اولين قانون انتخابات در تاريخ 18 شهريور1285 هجري شمسي بوسيله ميرزا حسن خان منيرالملك، مرتضي قليجان، صنيع الدوله، مخبرالسلطنه، مخبرالملك، موتمن الملك و محتشم السلطنه تهيه و تدوين گرديد و بلافاصله پس از رسميت يافتن متمم قانون اساسي، به تصويب مجلس رسيد و اولين دوره مجلس شوراي ملي در تاريخ 17 مهر 1285 هجري شمسي افتتاح شد. به موجب مقررات اين نظامنامه طول نمايندگي دو سال و تعداد نمايندگان 156 نفر بودند كه 60 نفر از تهران و 96 نفر از ساير شهرستانها انتخاب مي شدند. البته در دوره يكم انتخاب صنفي بوده و همه طبقات مردم در آن شركت نداشتند.
شرايط كانديدها و رأي دهندگان در اولين نظامنامه انتخاباتي
از نكات قابل ذكر اولين نظامنامه انتخاباتي شرايط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان به شرح زير بوده است:
  سن انتخاب كنندگان كمتر از 25 سال نباشد
  ملاكين و فلاحين بايد صاحب ملكي باشند كه هزار تومان قيمت داشته و در غير اين صورت از انتخاب كردن محروم بودند.
  زنان از حق انتخاب كردن و انتخاب شدن محروم بودند.
انتخابات دو درجه اي
دومين قانون انتخابات موسوم به انتخابات دو درجه در تاريخ 10 تير ماه 1288 هجري شمسي تهيه و تدوين گرديد. در اين قانون، انتخابات از صنفي به دو درجه اي اصلاح و زمينه بيشتري براي مشاركت مردم فراهم گرديد. زيرا در اين قانون قيد اختصاص انتخاب كننده به طبقات معين از بين رفت و به همه طبقات به غير از بانوان حق شركت در انتخابات داده شد ليكن محدوديت هايي براي بي سوادها و افراد غير متمكن قايل شدند. بدين معني كه به موجب بند 4 از ماده 4 قانون مذكور انتخاب كنندگان بايد لااقل 250 تومان علاقه ملكي داشته و يا پرداختي ماليات آنها كمتر از 10 تومان نباشد و يا 50 تومان عايدي سالانه داشته و يا تحصيلكرده باشند. ضمناْ تعداد نمايندگان از 156 نفر در دوره اول به تعداد 120 نفر تقليل يافت و مطابق جدول نظامنامه انتخابات تمام ايران به 30 حوزه عمومي تقسيم شد و سن رأي دهندگان نيز از 25 سال به 20 سال تقليل يافت.
مفهوم انتخابات دو درجه اي
به موجب ماده 15 اين قانون، انتخابات دو درجه بوده به اين معني كه كساني كه واجد شرايط قانوني بودنددر محله هاي يك شهر و يا در شهرهاي يك حوزه انتخابيه عده مقرر را تعيين مي نمودند و سپس اشخاصي كه بدين ترتيب انتخاب مي شدند در مركز حوزه انتخابيه جمع شده و بر اساس جدول نظامنامه انتخابات يك يا چند نفر وكيل تعيين مي كردند.
تصويب سومين قانون انتخابات و دومين مجلس
سومين قانون انتخابات در جلسه مورخ 29/7/1290 هجري شمسي به تصويب مجلس دوم رسيد. مجلس دوم پس از 3 سال فترت بر اساس اين قانون در تاريخ 14/9/1293 هجري شمسي تشكيل گرديد. البته اين مجلس به علت شروع جنگ جهاني اول بيش از يك سال دوام نيافت و در تاريخ 22/8/1294 تعطيل شد. به موجب قانون سوم، مأخذ تمول ملغي و انتخابات عمومي و يك درجه اي گرديد.
عده نمايندگان 136 نفر و مقرر شد انتخاب كنندگان بايستي در حوزه انتخابيه خود متوطن و يا لااقل شش ماه قبل از تاريخ انتخابات در آن حوزه اقامت داشته باشند.
تشكيل مجلس سنا
به طور كلي در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، طي 24 دوره قانون گذاري، شاهد مصوبات، وقايع و حوادث بسياري بوديم.
به موجب اصل 43 قانون اساسي مصوب 1285 هجري شمسي مقرر گرديده بود مجلس ديگري به نام مجلس سنا به عنوان مكمل مجلس شوراي ملي تشكيل گردد. ولي اين مجلس در سال 1328 هجري شمسي با عضويت 60 نفر تشكيل شد. از اين تعداد 30 نفر نماينده انتصابي از طرف شاه و 30 نفر ديگر منتخب مردم بودند.
مدت نمايندگي اين مجلس تا سال 1324 هجري شمسي، 6 سال بود.
تقليل مدت مجلس سنا
ليكن به موجب اصلاحي كه در ماده 29 قانون انتخابات مجلس سنا در 23/3/45 هجري شمسي به عمل آمد، مدت دوره از 6 سال به4 سال تقليل يافت كه شامل دوره چهارم مجلس سنا نيز مي گرديد.
به موجب اين اصلاحيه مقرر شد انتخابات هر دو مجلس شوراي ملي و سنا همزمان و در يك روز برگزار شود. قانون مجلس سنا مشتمل بر 39 ماده بود كه در سال 1328 هجري شمسي به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و به موجب بند 1 ماده 6 و همچنين بند 2 ماده 9 اين قانون سن انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان به ترتيب حداقل 25 سال و 40 سال تمام بايد باشد و بر اساس ماده 10 نيز اشخاص مي توانند براي سنا انتخاب شوند.
شرايط طبقاتي براي كانديداهاي سنا
علاوه بر شرايط مقرر فوق در زمره يكي از طبقات ذيل مي باشند:
- طراز اول از علما، كساني كه لااقل سه دوره سابقه نمايندگي مجلس شوراي ملي داشته باشند.
- كساني كه مقام وزارت يا سفارت كبري يا استانداري يا مقام رياست يا دادستاني يا رياست شعبه ديوان كشور و لااقل 20 سال سابقه قضايي داشته باشند.
- از امراي ارتش (سرتيپ، سرلشكر، سپهبد)، كساني كه به مقام استادي رسيده و لااقل 10 سال سابقه استادي داشته باشند.
- كساني كه لااقل 20 سال خدمت به مقام وزير مختاري يا كفالت و يا معاونت وزارتخانه رسيده اند.
پس از پيروزي انقلاب(اولين انتخابات)
پس از پيروزي انقلاب اسلامي چندين نويت همه پرسي و انتخابات عمومي و سراسري در كشور برگزار شده است، اولين و مهم ترين آن كه در حقيقت تعيين كننده نوع حكومت كشور بود، همه پرسي تغيير نظام شاهنشاهي به جمهوري اسلامي ايران است كه در آن رويداد تاريخي، در روزهاي 10 و 11 فروردين ماه سال يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت، اكثريت قريب به اتفاق ملت ايران يعني 2/98% كل رأي دهندگان با انتخاب نظام جمهوري اسلامي ايران دست رد به سينه ساير نظامهاي موجود زدند و به اين ترتيب اراده و خواست خود را در تاريخ ثبت نمودند.
انتخابات عمومي و سراسري
انتخاباتي كه به صورت سراسري و عمومي توسط وزارت كشور برگزار مي شود، عبارتند از:
 انتخابات مجلس خبرگان هر 8 سال يك بار
  انتخابات رياست جمهوري هر 4 سال يك بار
  انتخابات مجلس شوراي اسلامي هر 4 سال يك بار
  انتخابات شوراهاي اسلامي كشوري هر 4 سال يك بار
5- همه پرسي كه برگزاري آن زمان مشخصي ندارد و هر زمان كه ضرورت ايجاب نمايد، برگزار خواهد شد.
عوامل اجرايي انتخابات
براي برگزاري هر انتخابات عمومي، چهار عامل اصلي بايد موجود باشد تا اجراي انتخابات تحقق يابد. اين چهار عامل اصلي عبارتند از:
  محدوده انتخاباتي
  انتخاب كنندگان
  انتخاب شوندگان
  ابزار و عوامل برگزاري انتخابات
محدوده انتخاباتي(حوزه انتخابيه)
حوزه انتخابيه عبارت است از محدوده جغرافيايي شناخته شده قانوني با مرزهاي مشخص و تعداد معيني كه به آن تعلق مي گيرد.
تفاوت حوزه انتخابيه با تقسيمات كشوري
حوزنه هاي انتخابيه كه اجزاي قلمرو انتخابات يك كشور را تشكيل مي دهند، با واحدهاي متعارف تقسيماتي مثل بخش و شهرستان كه تشكيل دهنده اجزاي سياسي و اداري كشور مي باشند تفاوتهايي دارند و اصولاْ دو مقوله جداي از هم هستند كه هر كدام قانون و مقررات و قلمرو ويژه خود را دارند و لزوماْ ب يكديگر منطبق نمي باشند.
تقسيمات كشوري
در قانون تقسيمات كشوري با در نظر گرفتن ضوابط و معيارهاي خاص به منظور سهولت در اداره كشور و تمشيت امور جاري مردم، سرزمين ايران از لحاظ سياسي، فرهنگي، اداري و خدمات رساني به چند استان وهر استان به چند شهرستان و هر شهرستان به چند بخش و هر بخش به چند دهستان و بالاخره هر دهستان به چند روستا تقسيم و نامگذاري شده است.
تفاوت شهر و روستا
ضمناْ در بطن هر يك از اين محدوده ها (به استثناي روستا) مرزبندي ديگري به نام “شهر” وجود دارد كه قانون و مقررات حاكم بر آن به علت ويژگي مناسبات موجود بين مردم ساكن در آن، با قوانين و مقررات خارج از اين محدوده يعني محدوده هاي روستايي تفاوت دارد.
حدود و مرزهاي حوزه انتخابيه
اما در قانون تعيين محدوده، حوزه هاي انتخابيه، به منظور مشخص شدن تعداد نماينده يا نمايندگان مردم سراسر كشور، تقسيمات ديگري با مرزهاي جديد و متفاوت با مرزهاي تقسيمات قبلي صورت مي گيرد.اين تقسيمات شامل چهار قسمت و حدود است كه عبارتند از: انتخابات رياست جمهوري، مجلس خبرگان، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي اسلامي شهر و روستا.
انتخابات رياست جمهوري
در انتخابات رياست جمهوري سراسر مملكت به منزله يك حوزه انتخابيه تلقي مي شود و تقسيمات خاصي وجود ندارد. زيرا كل كشور فقط يك نفر براي احراز مقام رياست جمهوري انتخاب مي گردد. بنابراين هر فرماندار در قلمرو يك شهرستان به كمك بخشداران تابع خود انتخابات را برگزار و نتايج حاصله از رأي گيري را به مركز منعكس مي كند تا با نتايج ساير شهرستانها جمع شود و نتيجه نهايي انتخابات كه عبارتست از جمع آراي بدست آمده از كل كشور،اعلام گردد. ضمناْ در انتخابات رياست جمهوري و همه پرسي علاوه بر اخذ رأي از هم وطنان ايراني از ايرانيان مقيم خارج از كشور نيز با هماهنگي سفارتخانه ها و كنسولگريها و نمايندگي هاي سياسي توسط وزارت امور خارجه اخذ رأي به عمل مي آيد و نتيجه نهايي انتخابات توسط وزارت امورخارجه به ستاد انتخابات كشور اعلام مي گردد.
انتخابات مجلس خبرگان
در انتخابات مجلس خبرگان كشور به 28 حوزه انتخابيه تقسيم شده و براي هر يك از اين حوزه ها به تناسب جمعيت از 1 تا 16 نماينده اختصاص يافته است، اين تعداد ثابت نيست وبه استناد ماده يك اصلاحي قانون انتخابات مجلس خبرگان به ازاي هر يك ميليون نفر كه به جمعيت هر حوزه انتخابيه اضافه شود يك نفر به نمايندگان آن حوزه افزوده خواهد شد، اما در اين انتخابات نيز، مانند انتخابات رياست جمهوري تقسيمات خاص و جداگانه اي وجود ندارد بلكه مرز هر حوزه انتخابيه دقيقاْ منطبق است به مرز يك استان و لذا 28 استان كشور همان 28 حوزه انتخابيه مجلس خبرگان را تشكيل مي دهد.
انتخابات مجلس شوراي اسلامي
در انتخابات مجلس شوراي اسلامي در حال حاضر 207 حوزه انتخابيه وجود دارد كه 202 حوزه آن مربوط به اكثريت مردم مسلمان كشور و 5 حوزه ديگر مخصوص هم وطنان اقليت ديني شناخته شده در قانون اساسي مي باشد كه از اين 207 حوزه انتخابيه مجموعاْ 290 نفر نماينده انتخاب و به مجلس راه مي يابند.
انتخابات شوراهاي اسلامي كشوري
در انتخابات شوراهاي اسلامي كشوري مانند انتخابات رياست جمهوري و انتخابات مجلس خبرگان، تقسيمات مخصوصي وجود ندارد بلكه همان محدوده واحدهاي تقسيماتي روستا، دهستان، شهر، بخش، شهرستان و استان، كه هر كدام محدوده يك حوزه انتخابيه مستقل را تشكيل مي دهند، ملاك عمل است .
انتخاب كننده يا رأي دهنده
انتخاب كننده يا رأي دهنده عبارتست از شخصيتي حقيقي، بالغ، عاقل، داراي هويت و مشخصات معلوم و تابعيت مشخص با دارا بودن حق فقط يك رأي كه اين حق قائم به فرد است و قابل تفويض به ديگري نمي باشد. اين رأي بايد به صورت مخفي، مكتوب، آزاد و در جوي عاري از هرگونه تطميع ،تهديد و ارعاب و اعلام شود.
انتخاب شونده
انتخاب شونده فردي است واجد يك سلسله شرايط و صلاحيت هاي از پيش تعيين شده كه با كسب رأي تمايل اكثريت انتخاب كنندگان، از طرف آنها براي منظور خاصي برگزيده مي شود.
در هر انتخابات براي انتخاب شونده شرايطي پيش بيني شده است كه اين شرايط به دو گونه به شرح زير مي باشد: قسمتي بارز و آشكار كه به سهولت و با مراجعه به اسناد و مدارك ارائه شده از سوي داوطلب عدم يا وجود آنها محق و مسلم مي شود، نوع ديگرمربوط است به سوابق سجلي، شغلي، سياسي و اجتماعي مربوط به زندگي حال و گذشته داوطلب كه اسناد و مدارك آن در اختيار داوطلب نيست بلكه در اختيار سازمانهايي است كه پس از تحقيق و استعلام از مراكز قانوني درباره هر يك از داوطلبان نتيجه را در اختيار مجريان ذي ربط انتخاباتي قرار مي دهند.
در پايان مهلت رسيدگي به صلاحيت، داوطلبان در دو گروه قرار مي گيرند، اول آنهايي كه واجد شرايط هستند و صلاحيتشان به عنوان يك داوطلب قانوني مورد تأييد قرار گرفته است و گروهي ديگر آنهايي كه فاقد يك يا چند شرط از شرايط مقرر مي باشند و صلاحيت آنان به عنوان يك داوطلب قانوني رد مي شود.
نامزد انتخاباتي
كليه داوطلباني كه پس از پايان مهلت رسيدگي به صلاحيت، اسامي آنان به عنوان افراد صاحب صلاحيت و واجد شرايط قانوني براي انتخاب شدن آگهي رسمي منتشر مي شود و به اطلاع همه مي رسد.
انصراف، استعفا
چنانچه انتخاب شونده در مقطع و موقعيتي كه عنوان داوطلب بر او اطلاق مي شود اقدام به كناره گيري بنمايد، آن را انصراف مي نمايم و اگر كناره گيري در مقطع و مقام نامزد انتخاباتي باشد استعفا تلقي مي شود. به عبارت ديگر كناره گيري از فعاليتهاي انتخاباتي در زمان پيش از اعلام و انتشار آگهي اسامي نامزدهاي انتخاباتي را انصراف و در زمان بعد از آن را استعفا مي گوييم  . سایت وزارت کشور جمهوری اسلامی ایرانvs     


+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 2:28 |

توجه نمايندگان به استقلال مجلس، تعامل سازنده با ساير قوا و تقويت بعد نظارتى مجلس از جمله سرفصل‌هاى مهم سخنان رهبرى در جمع نمايندگان بود. تقويت بعد نظارتى مجلس هشتم و کمک از اين منظر به قواى ديگر جزء مهم‌ترين اولويت‌هاى نمايندگان است. مجلس با توجه به ظرفيت‌هايى که براى خدمت به مردم دارد، مى‌تواند نقش مهمى در گره گشايى مشکلات جامعه داشته باشد.

مقام معظم رهبرى همان‌طور که اصل تعامل دولت و مجلس را مورد تاکيد قرار دادند، مسئله نظارت مجلس بر امور را نيز متذکر شدند.

در عين اينکه مجلس بايد همکارى با دولت را يک اصل بداند، نمى‌توان از اصل نظارت که رهبرى نيز بر آن تاکيد داشتند، غافل باشد. مجلس اگر جنبه نظارتى خود را تقويت کند، روند اجراى قوانين تسهيل شده وکشور با مشکلات کمترى رو به رو خواهد شد.مجلس نبايد در نظارت بر قوه مجريه دچار تعارف شود.

هيچ‌گونه تعارفى نبايد مانع از نظارت مجلس و استفاده از ابزارهاى نظارتى آن شود و هر گاه که نمايندگان احساس کردند که دولت در مواردى دچار ضعف است، بايد از ابزار نظارت بهره مند شوند و اين عين اصولگرايى است، زيرا نبايد اصولگرايى را در سکوت تعريف کنيم. مقام معظم رهبرى به دولت يادآورى کرده‌اند که به همه قوانين پايبند باشد و از مجلس نيز خواسته‌اند که در کار نظارت خود اهمال نکند، البته اين به معناى مچ‌گيرى و درگيرى نيست، بلکه به معناى آن است که مجلس مطمئن باشد که دولت کارش را درست انجام مى‌دهد.

هرگاه دولتى با نشاط بيشتر و همت بالاتر و ارزشگرايى قويتر در صحنه است، اين کمک بايد مضاعف گردد. و متقابلا دولت بايد مجلس قانون‌گذارى را راهنماى عمل خود بداند و به قوانين مجلس، يکسره پايبند باشد و از آن تخلف نکند. براى دولت قانونمند که خدمت به مردم را نشان افتخار خويش مى‌داند مجلس قدرتمند يک آرزوى نيک است . چنين دولتهايى نظارت مجلس آگاه ، مومن ، شجاع و ناظر و حاضر را پشتوانه صحت عمل خود مى‌دانند . درچنين ساخت سياسى اصل تفکيک قوا ، اقدامى براى اجراى بهتر امور و نه رقابت و تقابل دانسته مى‌شود و قوا باور و ايمان دارند که در همدلى و اتحاد و هم نظرى با هم است که مى‌توانند آرمانها و مسئوليت‌هاى مشترک را که همانا خدمت به مردم است ، به پيش ببرند . اگر نمايندگان مجلس به دنبال پياده کردن قانونى هستند که مورد رضايت خداوند است و دولت نيز به دنبال اجراى آن است تضاد ، جدايى و تنش ايجاد نمى‌شود. در صورتى‌که هدف خدمت به خدا و خلق خدا باشد دولت و مجلس به دقت حامى هم خواهند بود.

قطعا همرامى کامل مجلس و دولت ناکام شدن دشمنان انقلاب در پياده کردن توطئه هايشان را به همراه خواهد داشت. بر اين اساس است که رهبر معظم انقلاب در پيام پرشور خود به منتخبان ملت در مجلس هشتم تاکيد فرمودند که نظارت در عين همکارى صميمانه بايد در مجلس سرلوحه عمل شود و دولت نيز قانون را راهنماى عمل خود بداند. سحاب فاطمي  رسالت شماره 6457 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 7:51 |


هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى، هفتم خردادماه در حالى رسماً كار خود را آغاز كردكه اين سطح توقعات و انتظارات از مجلس هشتم نسبت به ديگر دوره ها بيشتر است، واقعيت آن است كه مجلس نماد مشاركت مردم و نمايندگان آنان است كه از خاستگاه هاى فكرى و سياسى مختلفى برخوردارند . امام خمينى(ره) كه از ميان مردم برخاسته بود در توصيف مجلس چنين مى گويد: «مجلس تنها ملجأيى است كه براى يك ملت است. مجلس قوه مجتمع يك ملت است. در يك گروه، تمام قواى يك ملت در يك مجتمع است و مجلس از همه مقاماتى كه در يك كشور هست بالاتر است. بنابراين يك همچو مقامى را نشكنيد))
براين اساس بايد تأكيد كرد جمهورى اسلامى بدون مجلس و يا با مجلس ضعيف، از اساسى ترين پايه هاى خود محروم مى شود و اگر جمهورى اسلامى را مترقى ترين شيوه حكومت مردمى بدانيم بايد مجلس اين حكومت مردمى را پاس داشت و براى تقويت آن و اجراى مطالبات مردم تلاش كرد. البته امام(ره) وقتى مردم را ولى نعمتان اين حكومت مى خواندند درصدد تعارف يا خلق جملات زيبا براى تحريك احساسات مردم نبودند و حقيقتاً مطالبات و انتظارات آنها را در رأس امور مسئولان بويژه وكلاى مجلس مى دانستند. در اين ميان دانشگاهيان به علت دارا بودن خاصيتى پويا، جوان و علمى همراه با روحيه مطالبه گرى انتظار دارند تا نمايندگان مجلس با نگاهى دقيق و تخصصى به مسائل، رويكردى صحيح را در دستور كار خود قرار دهند و در اين ميان تعلقات حزبى و گروهى آنها مانع از به ثمر نشستن طعم شيرين خدمتگزارى در كام ملت نگردد.
دانشگاهيان جداى از بدنه مردم نيستند ، اما در كنار دغدغه هاى عمومى جامعه همچون حفظ ارزش ها و ارتقاى شاخص هاى فرهنگ غنى اسلامى در كشور، مقابله با مشكلات معيشتى و رفاهى مردم، حفظ و تقويت گفتمان انقلاب اسلامى در حضور مقتدرانه و ديپلماسى فعال، پيگيرى اجرايى شدن عدالت در همه ابعاد جامعه ديگر انتظارات دانشگاه از مجلس هشتم است. از آنجا كه مجلس داراى دو وظيفه مهم نظارت و قانونگذارى است قطعاً ارتباط صحيح و اصولى ميان مجلس و دانشگاه موجب بالابردن كارآمدى، حاكم كردن قانون و قانونگرايى و در يك كلام انجام صحيح وظايف محوله از سوى نمايندگان مجلس شوراى اسلامى خواهد شد.
ارتباط مجلس با دانشگاه مى تواند مجلس را با يك حوزه مشاوره علمى و در عين حال مردمى متصل كند و نمايندگان را با دغدغه ها و مطالبات جامعه بيشتر آشنا سازد و نتيجه چنين رويكردى موجب خواهد شد تا مجلس تبديل به ماشين امضاى قانون نشود ، به گونه اى كه محصول چنين ارتباط صحيح امتداد تصميم گيرى هاى مجلس را به دانشگاه وصل خواهد كرد .
البته دانشگاه در بُعد نظارت نيز بهترين حلقه واسط ميان جامعه و مجلس است و بايد گفت از آنجا كه نظارت مجلس با هدف اصلاح روندها و جلوگيرى از نفوذ فساد در دستگاه هاى كشور انجام مى پذيرد هيچ جايى همچون دانشگاه نمى تواند در امر نظارت يار و ياور مجلسيان باشد و دانشگاهيان به علت جايگاه پرسشگرى، نقادى و مطالبه گرى همراه با استقلال از جريان هاى قدرت و ثروت بهترين گزينه به عنوان ناظران امين در سطوح و بخش هاى مختلف هستند بايد گفت اين روابط بايد با حفظ شأن و جايگاه مجلس و دانشگاه به صورت متقابل و فعال تعريف شود.
دانشگاهيان و مجلسيان همچنين داراى شأن مشترك سياسى- اجتماعى ويژه اى هستند كه موجب گرديده هرگونه اظهارنظرى كه از سوى اين دو نهاد مطرح مى گردد به گونه اى ديگر به آن نگاه شود و مورد توجه و نظر افكار عمومى قرار گيرد كه اين شأن و جايگاه مشترك موجب مى گردد تا بتوان آنها را در سه مؤلفه قانونگذارى، نظارت و شأن سياسى- اجتماعى مرتبط دانست و قطعاً اگر پيوند ميان دانشگاه و مجلس در اين سه حوزه به صورت متقابل و فعال شكل بگيرد موجب كارآمدى بيش از پيش نظام جمهورى اسلامى و رضايتمندى جامعه از نمايندگانى خواهد شد كه وظيفه وكالت ملت را در طول دوران مجلس هشتم بر عهده گرفته اند. على خضريان (فعال دانشگاهى)روزنامه ايران شماره 3949 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 10:36 |

 

سه شنبه هفتم خرداد، در ساختمان بهارستان، هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى با حضور رؤساى سه قوه، مقننه، مجريه و قضائيه، رؤساى ادوار گذشته مجلس و جمعى از مسئولان كشورى و لشكرى با پيام رهبر معظم انقلاب اسلامى آغاز به كار كرد. در اين مراسم سيدمهدى هاشمى، سرپرست وزارت كشور گزارشى از روند برگزارى انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى ارائه داد كه مشروح اين گزارش را در ادامه مى خوانيد.
بسم الله الرحمن الرحيم
"اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و اجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه"
سلام بر پيامبر گرامى اسلام حضرت محمد مصطفى (ص) و ائمه هدى سلام الله عليهم.
سلام بر ذريه پاك رسول الله و عبد صالح خداوند حضرت امام رضوان الله تعالى عليه بنيانگذار انقلاب اسلامى.
سلام بر ولى امر مسلمين جهان حضرت آيت الله خامنه اى مدظله العالى تداوم بخش راه پرافتخار امام.
سلام بر تمام مردان و زنان مجاهد و شهيد كه جان خود را در راه تحقق آرمان هاى الهى و ارزش هاى متعالى اسلام نثار كرده اند و در جوار حق آرميدند.
و سلام و درود بر ملت شريف و عزيز، شجاع و هوشيار، مقاوم و صبور و بيداردل ايران اسلامى.
با عرض تسليت ايام فاطميه و سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران امام راحل و با عرض خوش آمد به شما خواهران و برادران محترم، منتخبان ملت ايران، مديران و خدمتگزاران مردم، سفرا و ساير ميهمانان عزيز و همچنين نمايندگان محترم رسانه هاى گروهى شركت كننده در مراسم افتتاحيه هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى، گزارش خود را پيرامون برگزارى اين دوره از انتخابات با اشاره به فرازى از فرمايشات مقام معظم رهبرى در ۲۵ اسفندماه ۱۳۸۶ به عرض مى رسانم: «با همت و هوشيارى شما، يك بار ديگر همه ترفندهاى شيطانى از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگى مردم، از سياه نمايى درخصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله دشمن، از تهمت سالم نبودن انتخابات تا تلقين دلسردى و بى تفاوتى مردم و به خصوص پيشگويى هاى تبليغاتى و شيطانى درباره مشاركت نكردن جوانان، همه و همه به سنگ خورد
الف ـ فضاى عمومى كشور در آستانه انتخابات
در سالى كه توسط رهبر معظم انقلاب اسلامى به عنوان سال وحدت ملى و انسجام اسلامى نامگذارى شده بود جمهورى اسلامى ايران در حالى به استقبال انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى رفت كه كشور در يكى از پرافتخارترين مقاطع تاريخ انقلاب اسلامى قرار داشت.
برهه اى كه شايد بتوان از آن به عنوان يك نقطه عطف ياد كرد، چرا كه جمهورى اسلامى ايران در اين برهه از تاريخ انقلاب، با توكل به خداوند متعال و با استفاده از پشتوانه هاى مردمى و ظرفيت هاى داخلى با اعتماد به نفس و تلاش ستودنى، قدم هاى اساسى و اميدبخشى را در جهت ساختن كشور برداشت و به دستاوردهاى بسيار ارزشمندى رسيد. به طورى كه امواج و آثار اين خيزش، چالش هاى سنگينى در عرصه بين المللى ايجاد كرد.
امروزه نظام سلطه با تمام فرصت ها و امكانات سياسى، اقتصادى، ديپلماتيك و رسانه اى براى مقابله با اين حركت درون زاى ملت ايران به ميدان آمده است، دستيابى ملت ايران به فناورى صلح آميز انرژى هسته اى، جهش علمى درعرصه هاى نوين پزشكى، ساخت ماهواره و ورود به فضا، رشد تصاعدى سرمايه گذارى هاى عمرانى، بسط عدالت و توزيع عادلانه ثروت از طريق طرح هاى زودبازده و به تبع آن كاهش نرخ بيكارى و از همه مهمتر گرايش بى نظير ملت هاى جهان به ايران اسلامى و شكست هاى پى درپى آمريكا در عرصه هاى سياست خارجى، باعث شده بدخواهان نظام تمام هم و غم خود را براى نااميد ساختن مردم و توقف مسير رشد و تعالى جمهورى اسلامى ايران به كار بندند و بويژه در جريان انتخابات كه يك آزمون ملى و نمايشگاهى از قابليت هاى سياسى ملت و پيوند مردم با حاكميت است مانع موفقيت شوند. جمهورى اسلامى ايران به عنوان يك نظام مستقل با توكل بر خدا و حضور و مشاركت مردم مى تواند در مقابل اين توطئه ها بايستد.
بدون شك اهميت انتخابات مجلس شوراى اسلامى نه فقط به عنوان يك اقدام ملى براى تشكيل قوه مقننه و تبلور عصاره فضايل ملت بلكه نماد اعتماد مردم و پشتوانه مردمى و كارآمدى نظام اسلامى است.
انتخابات تجلى اراده ملت در تعيين سرنوشت و بهترين ساز و كار براى مشاركت مردم در اداره امور است.
براساس اصل ششم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اداره كشور متكى به آراى عمومى بوده و مردم از طريق انتخابات در اداره كشور نقش ايفا مى كنند. مطابق اين اصل همه مسئولان نظام به صورت مستقيم و غيرمستقيم با آراى مردم انتخاب مى شوند و لذا رأى ملت در هر انتخابات بسيار تعيين كننده است، كه در اين ميان انتخابات مجلس شوراى اسلامى از ويژگى هاى خاصى برخوردار بوده و همان طور كه رياست محترم جمهورى اسلامى جناب آقاى دكتر احمدى نژاد فرموده اند: اقتدار دولت در گرو اقتدار مجلس است.
از طرفى چرخش قدرت سياسى ميان احزاب، گروه ها و جناح هاى سياسى طى سه دهه گذشته از عمر انقلاب اسلامى نشان مى دهد كه انتخابات در ايران، فرمايشى و نمايشى نبوده و اين مردم هستند كه با كمال آزادى و براساس خواست و دريافت هاى خود دست به انتخاب مى زنند.
آمريكا در پى شكست هاى متعدد در خاورميانه و عدم موفقيت در متوقف ساختن فعاليت هاى هسته اى ايران، بسيار اميدوار بود كه در قالب قطعنامه هاى تحريمى و اعمال محدوديت هاى شديد اقتصادى و بهره گيرى از عمليات روانى گسترده و قدرت وسيع رسانه اى، مردم را تحت فشار قرار داده و فضاى انتخابات هشتمين دوره مجلس را تحت الشعاع آن قرار دهد. لكن ملت ايران در آستانه ورود به چهارمين دهه از عمر پرافتخار انقلاب اسلامى و عرصه هاى نوين تحول و با استفاده از كوله بار تجربيات شركت در ۲۸ انتخابات، با وجود محدوديت هاى تبليغاتى، افزايش حداقل سن رأى دهندگان و شرايط روزهاى پايانى سال، حضور هوشمندانه و حماسى خود را به نمايش گذاشت.
ب ـ اجراى انتخابات
وزارت كشور انتخابات را يك آزمون ملى و برگزارى آن را به عنوان مهم ترين مسئوليت اجرايى خود تلقى كرده و از اوايل سال ۸۶ با بسيج امكانات، براى برگزارى مطلوب انتخابات، تمامى همت خود را به كار بست تا همه مردم در سراسر كشور با سهولت هرچه بيشتر امكان رأى دادن داشته باشند.
تلاش شد تا حفظ سلامت و قانونمدارى سرلوحه عملكرد مجريان در سراسر كشور باشد و صيانت از تك تك آراى مردم به عنوان «امانت الهى»، وظيفه شرعى و قانونى تمامى مجريان گردد.
ستاد انتخابات كشور با تشكيل ۶ كميته تخصصى و ۹ گروه كارشناسى و حضور نمايندگان سازمان ها و نهادهاى ذى ربط از اول دى ماه ۸۶ كار خود را به صورت رسمى آغاز كرد.
تغييرات قانون كه تا آخرين روزهاى قبل از برگزارى انتخابات ادامه داشت عبارت بودند از:
۱- افزايش حداقل سن رأى دهندگان از ۱۶ به ۱۸ سال
۲- ممنوعيت چاپ و نصب پوستر، بنر و تراكت هاى تبليغاتى نامزدها
۳- رايانه اى برگزار شدن انتخابات در صورت توافق با شوراى نگهبان
۴ - افزايش شرط تحصيلى داوطلبان نمايندگى از فوق ديپلم به كارشناسى ارشد
۵- افزايش مدت استعفا قبل از ثبت نام داوطلبان از دو ماه به ۶ ماه
۶-  حذف آراى باطله مأخوذه از حدنصاب موردنظر
برنامه هاى سنگين آموزشى با برگزارى همايش هاى توجيهى منطقه اى، براى كليه دست اندركاران انتخابات در ۶ نقطه كشور، تهيه نرم افزار آموزشى براى شعب، آموزش عمومى مردم از طريق رسانه ملى و جرايد، توزيع كتابچه راهنما ميان شعب و آموزش هاى نرم افزارهاى رايانه اى در مركز، استانها و تمامى حوزه هاى انتخاباتى، كارآيى و سرعت عمل را در تمامى سطوح افزايش داد.
تشكيل كميته تدوين و ترويج منشور اخلاقى انتخابات، با مشاركت سازمانها و نهادهاى فرهنگى دانشگاهها، حوزه هاى علميه، احزاب و رسانه هاى گروهى، برپايى همايشهاى تخصصى، توزيع اقلام تبليغى، چاپ كتاب احكام انتخابات براى كليه شعب و ديگر اقدامات، تأثير مطلوبى بر فضاى انتخابات گذاشت.
كاهش چشمگير جرايم انتخاباتى و تقليل ۳۲ درصدى اين موضوع در حوزه هاى انتخاباتى و كاهش شكايات و تخلفات رسيدگى شده از سوى ستادهاى بازرسى و هيأت هاى نظارت شوراى نگهبان، از ويژگى هاى برگزارى هشتمين دوره از انتخابات مجلس شوراى اسلامى است كه اميد است به لطف الهى و ارتقاى فرهنگ و اخلاق انتخاباتى، اين كاهش ها ادامه يابد. اهتمام به استفاده از روش هاى نوين وبرگزارى موازى انتخابات رايانه اى، كه خود گام مهمى در حركت به سوى دولت الكترونيك تلقى شد، از محسنات اين دوره از انتخابات بود.
اطلاع رسانى به موقع و شفاف سازى روند انتخابات براى مردم، اطمينان و آرامش را در جامعه ارتقا بخشيد. برگزارى ۵۲ نشست خبرى با خبرنگاران داخلى و بعضاً خارجى، انتشار ۱۸۰۰ گزارش خبرى، حضور در بيش از ۳۰ مورد برنامه هاى صدا و سيما و انتشار ۴۸ اطلاعيه ستاد انتخابات در مرحله اول و دوم از فعاليت هاى ستاد خبرى انتخابات بوده است.
در بخش پشتيبانى، چاپ و توزيع برگه هاى تعرفه با مشخصات امنيتى بالاتر نسبت به دوره هاى قبل، توزيع به موقع اعتبارات، خريد و توزيع اقلام ادارى و تجهيزات رايانه اى صورت گرفت.
بى ترديد برخى كاستى ها نيز على رغم تلاش بى شائبه مجموعه وزارت كشور در اين دوره از انتخابات وجود داشت كه اميدواريم اين كاستى ها را با همكارى و تدبير مجلس هشتم براى مراحل بعدى حتى المقدور مرتفع سازيم.
ج- آمارها
انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامى در سطح ۲۰۷ حوزه انتخابيه اصلى و ۴۴۶۲۴ (چهل و چهار هزار و ششصد و بيست و چهار) شعبه اخذ رأى شهرى و روستايى ثابت و سيار در آخرين جمعه سال يعنى ۲۴ اسفند ۱۳۸۶ براى انتخاب ۲۹۰ نفر با حضور ميليونى زن و مرد و پير و جوان در پاى صندوق هاى رأى برگزار گرديد.
لازم به ذكر است در روند اجرايى انتخابات با دريافت ۳۱۸۱ پاسخ استعلام از مراجع چهارگانه، از مجموع ۷۶۰۰ (هفت هزار و ششصد) داوطلب نمايندگى مجلس شوراى اسلامى، تعداد ۴۴۲۲ (چهار هزار و چهارصد و بيست و دو) نفر تأييد شدند كه يك درصد بيش از تأييد صلاحيت هاى دوره قبل بودند و با توجه به انصراف ۵۳۲ نفر از تأييدشدگان نهايتاً ۳۸۹۰ (سه هزار و هشتصد و نود) نفر در صحنه رقابت انتخاباتى باقى ماندند.
در مرحله اول انتخابات ۲۰۵ نفر از نامزدها به مجلس راه يافتند و انتخابات ۳ حوزه داراى يك نماينده نيز باطل گرديد. مرحله دوم انتخابات نيز در تاريخ ششم ارديبهشت ماه ۱۳۸۷ در سطح ۵۴ حوزه و ۱۷۹۴۲ (هفده هزار و نهصد و چهل و دو) شعبه اخذ رأى، براى انتخاب ۸۲ نفر از ميان ۱۶۴ نامزد راه يافته به مرحله دوم برگزار شد.
از مجموع داوطلبان انتخابات، ۵۱ درصد داراى مدرك فوق ليسانس و دكترا بوده كه در مقايسه با انتخابات مجلس هفتم ۲۲ درصد رشد داشته است. تعداد زنان داوطلب انتخابات ۶۱۱ نفر بودند كه ۳۰۸ نفر آنها در رقابت انتخاباتى شركت كردند و ۸ نفر با انتخاب مردم به مجلس راه يافتند.
مردم با دادن ۲۴/۱۹۷/۰۶۶ (بيست و چهار ميليون و يكصد و نود و هفت هزار و ششصت و شش) رأى مأخوذه مشاركتى ۵۷ درصدى را رقم زدندكه ۶درصد بيش از دوره قبل را نشان مى دهد.
مشاركت مردم در كلانشهرها شامل تهران، تبريز، اصفهان، مشهد، شيراز و اهواز بيش از يك درصد و در مناطق اهل سنت ۷/۶ درصد رشد داشته است.
حضور بيش از ۷۰۰/۰۰۰ نفر دست اندركار برگزارى انتخابات در سراسر كشور، شامل عوامل اجرايى، نظارتى، بازرسى و انتظامى و اتصال همزمان بيش از ۴۵۰۰۰ (چهل و پنج هزار) نقطه در سراسر كشور به مركز شبكه رايانه اى در ستاد انتخابات كشور و حضور ۷۷/۰۰۰ (هفتاد و هفت هزار) نفر كاربر رايانه در كنار ساير دست اندركاران در يك روز، انتخابات را به يكى از بزرگ ترين عمليات پرافتخار و دشمن شكن كشور تبديل نمود. كه بدون شك جز با عنايت الهى، رهنمودهاى مقام معظم رهبرى، پشتكار و تلاش شبانه روزى و بى شائبه همه دست اندركاران بويژه مسئولان سختكوش ستاد انتخابات كشور و حضور پرشكوه و حماسه آميز مردم امكان پذير نبود. اين تلاشهاى مخلصانه موجب شد:
براى اولين بار دقت، سرعت و صحت عمليات اجرايى انتخابات بويژه شمارش و تجميع آرا به حداكثر ميزان خود در مقايسه با دوره هاى قبل رسيد، به طورى كه نتايج انتخابات تهران در كمتر از ۳ روز و ساير حوزه هاى سراسر كشور در كمتر از يك روز اعلام شد.
براى اولين بار كارت ملى و شماره ملى افراد در روز اخذ رأى در سطح ملى مورد بهره بردارى قرار گرفت و براى بيش از ۹۸درصد واجدين شرايط تا روز انتخابات توسط ثبت احوال كارت ملى صادر گرديد.
براى اولين بار رايانه در سطح بسيار گسترده در مراحل مختلف انتخابات اعم از ثبت نام داوطلبان ، ثبت نام رأى دهندگان، شمارش آرا، تجميع نتايج آرا و اتوماسيون ادارى در كنار روش دستى مورد بهره بردارى قرار گرفت.
براى اولين بار با تلاش فرهيختگان و حمايت و راهنمايى هاى علما و مراجع عظام تقليد ، منشور اخلاق انتخاباتى تدوين و به همت اصحاب رسانه و اساتيد حوزه و دانشگاه مورد بحث و گفت وگو قرار گرفت و ترويج شد.
براى اولين بار ستادهاى بازرسى انتخابات مجلس، مستقل از ستادهاى اجرايى در مركز و استانها و حوزه هاى انتخابيه ، بر روند اجراى قانون انتخابات نظارت كرده و شاهد كاهش ۹۰ درصدى شكايات و گزارشات تخلفات انتخاباتى نسبت به دوره قبل بوديم. براى اولين بار سن رأى دهندگان از ۱۶ سال به ۱۸ سال افزايش يافت، هر چند تلاش دولت براى بازگرداندن آن به نتيجه نرسيد ولى در عين حال طبق بيان مقام معظم رهبرى ، «جوانان سهم بزرگى از اين مشاركت همگانى را بر دوش گرفتند و با اين كه حداقل سن انتخاب ۳ سال ارتقا يافت و چند ميليون نوجوان كمتر از ۱۸ سال از شركت در انتخابات محروم شدند، ميليونها جوان زير ۳۰ سال به سوى صندوق هاى رأى شتافتند و با حضور شورانگيز خود نشان دادند كه پسران و دختران نسل بعد، آماده تحويل گرفتن اين جمهورى مقدس مى باشند كه خون بهاى دهها هزار شهيد و محصول مبارزه سال هاى متمادى ملت ايران است
براى اولين بار ميز احزاب علاوه بر ستاد انتخابات كشور در ستاد انتخابات استان هاى سراسر كشور نيز تشكيل شد و نمايندگان احزاب و تشكل هاى سياسى در تمام مراحل اجرايى انتخابات حضور فعال و مؤثر داشته و از نزديك در جريان امور انتخابات قرار گرفتند.
براى اولين بار ارتباط تنگاتنگ ، به روز و پرحجم اصحاب رسانه بويژه صدا و سيما با انجام صدها مصاحبه، ، كنفرانس خبرى و گزارش ويژه، اخبار ستاد انتخابات كشور را به تمام نقاط دنيا مخابره كردند و تعامل ستاد انتخابات با رسانه ها را به اوج رساندند.
در خاتمه جا دارد تا از شوراى محترم نگهبان، هيأت هاى نظارت، هيأت هاى اجرايى، ستادهاى انتخابات استانها، نيروهاى انتظامى، نظامى و بسيج، اعضاى شعب اخذ رأى، بازرسان ، مراجع چهارگانه استعلام شامل وزارت اطلاعات، دادستانى كل كشور، ناجا و سازمان ثبت احوال، ستاد انتخابات كشور، استانداران، فرمانداران و بخشداران سراسر كشور و اصحاب رسانه بويژه رسانه ملى صميمانه تشكر و بويژه به پاس خدمات و به رسم انصاف ، از تلاش هاى دلسوزانه حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاى پورمحمدى وزير محترم كشور وقت در برگزارى هرچه سالم تر و باشكوه تر انتخابات تقدير نمايم. توفيق مجلس هشتم را كه به تعبير مقام معظم رهبرى «مجلسى آگاه، متدين ، نخبه، ضداستكبار ، مقتدر، دردشناس و مردم گرا» است را در انجام وظايف خطير و سنگينى كه برعهده دارند ، بويژه توصيه معظم له در هموار كردن راه دولت خدمتگزار، از خداوندمتعال مسئلت دارم.
بهترين پاداش دست اندركاران انتخابات رضايت مقام معظم رهبرى است كه دربخشى از پيام ۲۵ اسفند خود فرمودند: از مجريان و ناظران انتخابات كه با تلاش طاقت فرسا، بار اين مسئوليت قانونى را بر دوش كشيدند و با صداقت و امانت، آراى مردم را صيانت نمودند صميمانه سپاسگزارى مى كنم. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته روزنامه ايران شماره3943 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 6:43 |

امروز صورت مى گيرد

توديع ۱۸۳ نماينده

آخرين روز مجلس هفتم امروز در حالى برگزار مى شود كه از ميان ۲۸۸ نماينده مجلس هفتم، ۱۰۵ نماينده در بهارستان مى مانند و ۱۸۳ نماينده با مجلس شوراى اسلامى خداحافظى كرده و توديع مى شوند.

به گزارش فارس، مجلس شوراى اسلامى ۲۹۰ نماينده دارد كه غير از حوزه هاى انتخابيه چابهار، ورزقان و دشتستان كه انتخابات مجلس هشتم در آنها باطل شد ۲۸۷ نماينده در ۲مرحله انتخابات روزهاى ۲۴ اسفند ۸۶ و ششم ارديبهشت ۸۷ به مجلس هشتم راه يافتند و در روز هفت خرداد با خداحافظى ۱۸۳ نماينده از مجلس، ۱۰۵ نماينده سابق به اتفاق ۱۸۲ نماينده جديد اولين جلسه مجلس هشتم را تشكيل مى دهند.
اگر چه مردم استانهاى اردبيل و چهارمحال و بختيارى همه نمايندگان خود را تغيير دادند اما مردم برخى ديگر از استانها ترجيح دادند تا اكثرا همان نمايندگان سابق آنها در مجلس مسئوليت نمايندگى آنها را بر عهده داشته باشند.
همچنين بر اساس استان هاى سى گانه كشور، تركيب نمايندگان به اين شرح مى باشد:
۱- استان آذربايجان شرقى: اين استان ۱۹ نماينده دارد كه هفت نماينده آن در مجلس هشتم ابقا شده و ۱۱ منتخب جديد از آن به مجلس هشتم راه يافته اند. همچنين انتخابات حوزه انتخابيه ورزقان باطل شد.
۲- استان آذربايجان غربى: اين استان ۱۲ نماينده در مجلس دارد كه ۴ نماينده آن در مجلس هشتم ابقا شده و هشت منتخب جديد از اين استان وارد مجلس شدند.
۳- استان اردبيل: اين استان هفت نماينده دارد كه همه نمايندگان اين استان عوض شدند.
۴- استان اصفهان: اين استان ۲۰ نماينده دارد كه ۱۳ نماينده آن تغيير يافته و ۷ منتخب جديد از اين استان وارد مجلس شدند.
۵- استان ايلام: اين استان سه نماينده دارد كه يك نماينده آن ابقا شد.
۶- استان بوشهر: اين استان چهار نماينده دارد كه يك نماينده آن ابقا، انتخابات يك حوزه آن باطل و دو منتخب جديد از آن وارد مجلس هشتم شدند. همچنين انتخابات حوزه انتخابيه دشتستان باطل شد.
۷- استان تهران: اين استان ۳۸ نماينده دارد كه ۱۸ نفر ابقا شده و ۲۰ منتخب جديد وارد مجلس شدند.
۸- استان چهار محال و بختيارى: اين استان چهار نماينده دارد كه همه نمايندگان آن عوض شدند.
۹- استان خراسان رضوى: اين استان ۱۹ نماينده دارد كه هفت نماينده آن ابقا شده و ۱۲ نفر جديد وارد مجلس شدند.
۱۰- استان خراسان شمالى: اين استان چهار نماينده دارد كه تنها يك نماينده آن ابقا شده و سه منتخب آن تغيير كردند.
۱۱- استان خراسان جنوبى: اين استان سه نماينده دارد كه يك نماينده آن ابقا شد و ۲ منتخب جديد از آن به مجلس راه يافتند.
۱۲- استان خوزستان: اين استان ۱۸ نماينده دارد كه ۱۰ نماينده آن ابقا شدند.
۱۳- استان زنجان: اين استان پنج نماينده دارد كه ۲ منتخب آن ابقا شدند.
۱۴- استان سمنان: اين استان چهار نماينده دارد كه ۲ نماينده آن ابقا و ۲ منتخب جديد وارد مجلس شدند.
۱۵- استان سيستان و بلوچستان: اين استان هشت نماينده دارد كه ۳ نماينده آن ابقا شده و چهار منتخب جديد دارد و انتخابات يك حوزه انتخابيه آن هم باطل شد. همچنين انتخابات حوزه انتخابيه چابهار باطل شده است.
۱۶- استان فارس: اين استان ۱۸ نماينده دارد كه چهار نماينده آن ابقا شده و ۱۴ نفر جديد وارد مجلس شدند.
۱۷- استان قزوين: اين استان چهار نماينده دارد كه ۲ نماينده آن ابقا شده و ۲منتخب جديد وارد مجلس شدند.
۱۸- استان قم: اين استان سه نماينده دارد كه دو نماينده آن ابقا شدند. على بنايى و رضا آشتيانى عراقى ابقا شدند اما على لاريجانى جايگزين سيد محمد ميرمحمدى شد. (ميرمحمدى از تهران كانديداى انتخابات شده بود).
۱۹- استان كردستان: اين استان شش نماينده دارد كه سه نماينده آن ابقا شدند.
۲۰- استان كرمان: اين استان ۱۰ نماينده دارد كه سه نماينده آن ابقا شدند.
۲۱- استان كرمانشاه: اين استان ۸ نماينده دارد كه ۲ نماينده آن ابقا شدند و شش منتخب جديد وارد مجلس شدند.
۲۲-استان كهگيلويه و بوير احمد: اين استان سه نماينده دارد كه يك نماينده آن ابقا شد.
۲۳- استان گلستان: اين استان هفت نماينده دارد كه ۲ منتخب آن ابقا شدند.
۲۴- استان گيلان: اين استان ۱۳ نماينده دارد كه ۳ نماينده آن ابقا شدند.
۲۵- استان لرستان: اين استان ۹ نماينده دارد كه تنها يك نماينده آن ابقا شد.
۲۶-استان مازندران: اين استان ۱۲ نماينده دارد كه سه نماينده آن ابقا شدند.
۲۷- استان مركزى: اين استان هفت نماينده دارد كه ۲نماينده آن ابقا شدند.
۲۸- استان هرمزگان: اين استان پنج نماينده دارد كه يك نماينده آن ابقا شد.
۲۹- استان همدان: اين استان ۹ نماينده دارد كه ۲ نماينده آن ابقا شدند.
۳۰- استان يزد: اين استان ۴ نماينده دارد كه ۲ نماينده آن ابقا شدند.
نمايندگان اقليت هاى دينى مسيحيان آشورى و كلدانى، مسيحيان ارامنه جنوب، مسيحيان ارامنه شمال، كليميان و زرتشتيان هر كدام يك نماينده در مجلس دارند كه از ميان پنج نماينده اقليت هاى دينى ۲ نماينده ابقا شدند.
خاطر نشان مى شود مجلس هفتم با
۲۷۹ نماينده كار خود را آغاز كرد و انتخابات ۱۱ حوزه انتخابيه نيز به مياندوره اى كشيده شد.روزنامه جوان سراسري شماره ۲۵۹۷

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 2:44 |

حاج رضا رفيع ملقب به قائم مقام الملك

يكي از نمايندگان مجلس شوراي ملي ايران در دوره پهلوي اول حاج آقا رضا ملقب به قائم مقام الملك بود.وي فرزند ملا خليل الرحمان رودباري از علماي معروف و صاحب نفوذ گيلان بود .متولد  1304 قمري و تحصيلات خود را تا حدود اجتهاد ادامه داد و تا دوره ابتداي سلطنت رضا پهلوي معمم بود ولي در اين عصر دستار يا عمامه از سر برگرفت وبه اقتضاي شرايط روز لباس شخصي بر تن كرد .در سال 1296شمسي به تهران آمد و وابسته افتخاري سفارت روسيه شد . او در اكثر موارد طرف مشورت و نظر خواهي رضا شاه قرار مي گرفت . رضا رفيع در دوره رضا شاه از پيشگامان اجراي طرح لباس متحد الشكل بود .او در دوره هاي پنجم،ششم ،چهاردهم ،‌پانزدهم ،شانزدهم و هفدهم به نمايندگي از تالش و كرگانرود ودر دوره هاي هفتم و پانزدهم از طرف بند انزلي (بندر پهلوي سابق ) به مجلس شوراي ملي راه يافت. در اواخر دوره سلطنت رضا شاه مغضوب شد و مدتي به زندان افتاد اما پس از شهريور 1320آزاد گرديد . او از طرف محمد رضا شاه دو دوره نيز به عضويت در مجلس سنا منصوب شد . با شروع حركت حركت اصلاحات ارضي قائم مقام الملك به انتقاد از شاه پرداخت واز سوي او نيز رانده شد .اينك به ذكر خاطره اي از او به نقل از كتاب چكمه هاي پدرم تحت عنوان" تو پير و خرفت شده اي "مي پردازم :

احمد نفيسي از شهرداران تهران مي گويد : قائم مقام الملك(حاج آقا رضارفيع )هم يكي از رانده شدگان بود . او هم در حضور خود شاه ، در باره اشتباهات پدرش سخناني گفته بود .هم در باره بعضي ا ز كارهاي او انتقادهايي كرده بود كه شاه را خوش نيامده بود ، اورا از خود رانده بود . وقتي ديدم همه او را ترك كرده اند من بر خلاف آنها رفتار كردم ، بيشتر از گذشته به ديدارش مي رفتم . اما هربار كه به خانه اش مي رفتم مي گفت : پسر جان به خانه ما نيا ! من مغضوب شده ام ، من مطرود شده ام . ارتباط تو با من گران تمام خواهد شد . من به همه تقاضاهاي او گوش مي كردم جزء اين يكي .... چندي گذشت يك روز قائم مقام به من زنگ زد : فردا جشن درختكاري است مي دانم قرار است خيلي مختصر برگزار شود و فقط عده كمي دعوت دارند . اما من مي خواهم هر طور هست مرا به اين مراسم دعوت كني . با آنكه قرار بود مراسم كوتاه و مختصر برگزار شود و عده بسيار كمي دعوت شوند ،حرفش را پذيرفتم . گفتم فردا صبح خودم به خانه شما مي آيم به اتفاق به پارك ساعي مي رويم . ميزبان مراسم من بودم كسي نمي توانست مانع ورود مهمان من شود : روز بعد به خانه قائم مقام رفتم . ضعف و ناتواني او را هميشه شكسته تر نشان مي داد . در اتومبيل به من گفت : اينكه از تو خواستم مرا به اين مراسم دعوت كني براي آن است كه وصيتي دارم مي خواهم به شاه بگويم . پسر جان مدتي است آرزو مي كنم قبل از محرم امسال بميرم . ماه محرم نزديك است . هرسال در محرم عده اي از مردم گيلان و افرادي از خود تهران به منزل من مي ايند و من كه مي دانم محتاج هستند به آنها برنج و آذوقه مي دهم ، اما امسال چيزي ندارم كه ببخشم ، آرزو مي كنم خدا مرا مرگ بدهد و چشمم به دستهاي خالي اين اشخاص نيفتد . اين كه از تو خواسته ام مرا براي  مراسم دعوت كني براي اين است كه مي خواهم بعضي حرفها به شاه بگويم .....به محل مراسم رسيديم امير اسدالله علم نخست وزير بود از ديدن قائم مقام رو ترش كرد . ديگران هم از او دوري كردند . شاه آمد برنامه همانطوري كه خواسته شده بودخيلي زود شروع شد و خيلي سريع به پايان رسيد .درست در لحظه اي كه شاه اظهار تمايل كرد از اتاق گرافيك ها بازديد كند ، قائم مقام جلو رفته و با دست هاي لاغر و استخواني اش دست شاه را گرفت ، اورا نگه داشت . با صدا و با لهجه مخصوص گفت : پسر جان صبر كن با تو حرف دارم . شاه بي اختيار ايستاد . با بي اعتنايي به قائم مقام نگاه كرد . گفت : يادت مي آيد چند سال قبل با هم به مكه رفته بوديم ،وقتي عده اي را ديدي كه زير ناودان طلا جمع شده اند ، از من پرسيدي اينها چرا اينجا ايستاده اند ؟‌من به تو گفتم : مردم نيت مي كنند از خداوند مي خواهند آرزويشان را بر آورده سازد ،اگر نيتشان پاك باشد خداوند نيت آنها را قبول مي كند  به تو گفتم تو هم نيت كن كه به مردم خدمت بكني . تو زير لب سخناني گفتي . اما اكنون مي بينم همه چيز را فراموش كرده اي . يك مشت افراد بي شخصيت را به جان و مال مردم مسلط كرده اي آنها با پرونده سازي براي مخالفان ، زندگي آنان را به خطر مي اندازند . اموال مالكان را مي گيرند ، خوب بگيرند . ديگر چرا به آنها فحش مي دهند ؟ من خودم يك مالك هستم . در سال فقط صد قوطي برنج بهره مالكانه داشتم (‌قوطي واحد بهره مالكانه برنج و حدود 5/14 كيلو گرم بود) . 200قوطي ديگرهم با قرض و قوله تهيه مي كردم . مقداري هم خودت مي دادي . همه را به محتاجان مي داديم . اينها را خودت هم خوب مي داني .اما حالا به خودم حق مي دهم به تو بگويم اين طرز مملكت داري نيست . من از عاقبت كار تو بيمناك هستم . امروز فقط براي اين به اينجا آمدم كه اين حرفها را به تو بزنم . از خداوند آرزو مي كنم كه امسال آخرين سال زندگاني ام باشد و قبل از محرم ،روحم از تن ناتوان و بي مصرفم خارج شود تا شرمنده كساني كه با هزاران اميد به من مراجعه مي كنند نشوم . سخنان قائم مقام تمام شد . شاه با خشم دستش را از پنجه لاغر و استخواني او بيرون كشيد ، نگاهي از روي تحقير به او كرد ،گفت : قائم مقام تو پير شدي ، خرفت شدي . 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 5:8 |

گزارش خانه ملت از

انتخابات مجلس شورای اسلامی از گذشته تا امروز

در میان انتخابات متعددی که در کشور ما برگزار می شود، انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی را می توان یكی از مهمترین انتخاباتی دانست كه اراده مردم در آن تجلی می یابد.

 از این روی جایگاه مجلس در نظام جمهوری اسلامی همانگونه كه در کلام بزرگان این نظام تصریح شده ، رفیع و در راس امور است، به طوری كه امام خمینی (ره ) بنیان گذار جمهوری اسلامی مجلس را "خانه ملت " متشكل از عصاره ملت معرفی كردند .

از سوی دیگر  به موازات این كه انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی دوره های سخت و  پرتلاطمی را پشت سر گذاشته ، حضور مردم در صحنه های انتخاباتی به ویژه انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در مقاطع حساسی صورت گرفته است بشكلی كه كشورهای دیگر در به هنگام رویارویی با وضعیت های مشابه به طور معمول برگزاری انتخابات را بتعویق می اندازند.

 به خاطر اهمیت انتخابات مجلس شورای اسلامی در این گزارش   پیشینه انتخابات هفت دوره مجلس شورای اسلامی كه بخشی از تاریخ جمهوری اسلامی را شامل می شود مورد بازخوانی قرار می گیرد .  

انتخابات مجلس اول

اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی در روز 24 اسفند ماه سال 1358 برگزار شد. سال 1358 برای کشور ما سالی پر انتخابات بود ، از این رو  این سال را می توان نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی به شمار  آورد . در اولین روزهای این سال،  دهم  و یازدهم فروردین ماه مردم با شرکت در همه پرسی جمهوری اسلامی ایران، به برقراری این نظام در کشورشان رای دادند .

در روز پنجم مرداد ماه این سال انتخابات خبرگان برای بررسی قانون اساسی  برگزار شد و در روزهای یازدهم و دوازدهم آذر ماه قانون اساسی جمهوری اسلامی به تصویب مردم رسید. روز پانزدهم بهمن ماه  نخستین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد  و بالاخره در روزهای پایانی سال 1358 مردم برای انتخاب نمایندگان خود در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به پای صندوق های رای رفتند.

در واقع سال 1358 را با برگزاری پنج انتخابات پیاپی در اولین سال تولد انقلاب اسلامی، می توان هنگامه تبلور یافتن اراده ملت ایران در تثبیت نظام، قانون اساسی و شکل گیری مهمترین نهادهای آن دانست.

در نخستین انتخابات مجلس در نظام تازه تأسیس جمهوری اسلامی، بسیاری از نیروهای شناخته شده انقلاب آمادگی خود را برای بر عهده گرفتن نمایندگی ملت در خانه ملت اعلام کردند.

 این انتخابات با حضور جریان ها و گروه های سیاسی متعددی برگزار شد چنانکه انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی از حیث تعدد گروه ها و دسته های سیاسی از انتخابات در دوره های بعدی متمایز می سازد.

در این دور از انتخابات مجلس حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز بعد از رایزنی های فراوان برسر ارائه فهرست مشترك با هم به توافق رسیده و با امضای بیانیه ای به امضای آیت الله "سیدعلی خامنه ای" از طرف حزب جمهوری اسلامی و "مهدی شاه آبادی" از سوی جامعه روحانیت مبارز ائتلاف خود را با عنوان ائتلاف بزرگ اعلام كردند.

در این ائتلاف علاوه بر گروه های همسو با دو تشكل یاد شده، گروه هایی نظیر "سازمان مجاهدین"، "سازمان فجر اسلام"، "نهضت زنان مسلمان"، "اتحادیه انجمن های اسلامی" و "بنیاد الهادی" نیز شركت كردند.

گروه های دیگری نیز که در انتخابات حضور داشتند از جمله "دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور" (ابوالحسن بنی صدر)، "نهضت آزادی" و گروه های اقماری آن نیز لیست های جداگانه ای ارائه کردند.

نهضت آزادی با وجود استعفای دولت موقت و جریان اشغال سفارت آمریكا فهرست انتخاباتی خود را ذیل عنوان "كاندیداهای همگام" منتشر كرد. منافقین (مجاهدین خلق) نیز که از روز های نخستین انقلاب مسیر سهم خواهی از قدرت را می پیمودند، در این دور از انتخابات حاضر شدند.

جمعیت واجدین شرایط رای دادن در این دوره انتخابات بیست میلیون و ۸۵۷ هزار و ۳۹۱ نفر اعلام شده بود كه از این تعداد ۱۰ میلیون و ۵۷۵ هزار و ۹۶۹ نفر برابر با 14/52 درصد در كل كشور شركت كردند. در اولین مرحله انتخابات ۹۷ نفر از سراسر كشور موفق به كسب اكثریت مطلق آرا شدند و در مرحله دوم انتخابات نیز ۱۳۷ نفر به مجلس راه یافتند.

انتخابات مجلس دوم

انتخابات دومین دوره مجلس در روز 26 فروردین ماه سال 1363 برگزارشد. برگزاری این دوره با دوران پر تلاطمی از انقلاب اسلامی مصادف بود. انتخابات این دوره شدیداً تحت‌الشعاع جنگ قرار داشت. جنگ تحمیلی با فتح خرمشهر وارد مرحله حساسی شده بود. تصرف بخش‌هایی از مناطق مرزی كشور توسط نیروهای عراق عملا برگزاری انتخابات در این مناطق را غیرممکن ساخته بود اما انتخابات حوزه‌های جنگ زده برای مهاجرین آن شهرها در حوزه‌های مجاور برگزار شد.

تصویب طرح عدم كفایت سیاسی رییس جمهور در مجلس اول و عزل بنی صدر از ریاست جمهوری، حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دكتر بهشتی و ۷۲تن از یاران انقلاب از دیگر حوادثی بود که فضای کشورمان را در روزهای پیش از انخابات تحت تاثیر قرار می داد. 

در این دور از مجموعاً ۲۴میلیون و ۱۴۳هزار و ۴۹۸ نفر واجدشرایط بودند كه ۱۵میلیون و ۶۰۷هزار و ۳۰۶نفر شركت كردند. میزان مشارکت مردم در این انتخابات 64/64 درصد بود.

درمرحله دوم این انتخابات نیز ۶میلیون و ۶۷۹هزار و ۳۲۴ نفر شركت كردند.

این انتخابات آغاز رقابت نیروهای انقلاب بود و سرآغازی برای ارائه دیدگاهها و فهرست های فرعی از چپ و راست و بروز تمایلات تمایزطلبانه ای بود كه در انتخابات های بعد به شكل آشكارتری خود را نشان داد. 

انتخابات مجلس سوم

روز نوزدهم فروردین ماه 1367  انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شد. انتخابات این دوره در حالی برگزار شد که جامعه ایران پیش از انتخابات حوادث مهمی را تجربه کرده بود. جمعه خونین مكه، انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان رئیس جمهور درچهارمین دوره ریاست جمهوری، انتخاب میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر و نیز تشكیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به فرمان امام خمینی(ره).

انحلال سازمان مجاهدین در مهرماه ۱۳۶۵ و حزب جمهوری اسلامی در اول خرداد۶۶ که هر دو با موافقت حضرت امام خمینی(ره) صورت گرفت و انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت از جمله حوادث تاثیرگذار در این دور از انتخابات مجلس بودند.

در این انتخابات 27 میلیون و 986 هزار و 736 نفر جمعیت واجد شرایط رای دادن را تشکیل می دادند که از این تعداد ١٦ میلیون و ٧١٤ هزار و ٢٨١ نفر به عبارتی 72/59 درصد در انتخابات شرکت کردند.

یکی از وقایع قابل توجه مرتبط با این انتخابات این بود که اكبر هاشمی رفسنجانی که در این انتخابات در 24 مرداد 1368 از سمت نمایندگی تهران و ریاست مجلس استعفا كرد و به ریاست جمهوری ایران برگزیده شد.  

انتخابات مجلس چهارم

در فاصله انتخابات دوره سوم و انتخابات دوره چهارم مجلس شورای اسلامی کشور ما حوادثی را شاهد بود که از آغاز دوران جدیدی در تاریخ انقلاب اسلامی حکایت داشت.

پایان جنگ تحمیلی در تابستان سال 1367، ارتحال امام خمینی (ره) در روز چهاردهم خرداد ماه سال 1368 و برگزیده شدن آیت الله خامنه ای به رهبری انقلاب، آغاز دوران سازندگی با ریاست جمهوری اكبر هاشمی رفسنجانی رویدادهای بزرگ و تاثیرگذاری بودند که انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی را تحت الشعاع قرار می داد.

در انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی جامعه روحانیت مبارز در سطحی گسترده با شعار پیروی از خط امام، اطاعت از رهبری و حمایت از هاشمی به صحنه انتخابات آمد. گروههای همسو این تشكل همچون جمعیت مؤتلفه، جامعه وعاظ، جامعه اسلامی مهندسین و جامعه اسلامی فرهنگیان، دانشگاهیان و جامعه زینب و جامعه اصناف و بازار نیز از فهرست جامعه روحانیت مبارز حمایت كردند.

انتخابات در روز 21 فروردین ماه سال 1371 برگزار شد. جمعیت واجد شرایط رای دادن در این انتخابات ٣٢ میلیون و ٤٦٥ هزار و ٥٥٨ نفر بود که از این تعداد در مرحله اول ۱۸ میلیون و ۷۶۷ هزار و ۴۲ نفر در سراسر كشور در انتخابات شركت كردند. میزان مشارکت مردم در این انتخابات 81/57 درصد بود.

مرحله دوم این انتخابات ۱۸ اردیبهشت همان سال برگزار شد.

انتخابات مجلس پنجم

انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی با حضور چهار گروه عمده "ائتلاف خط امام"، "جامعه روحانیت مبارز"، "كارگزاران" و "جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب" در روز هجدهم اسفندماه سال 1374 برگزار شد.

تعداد واجدین شرایط شرکت در انتخابات در این دوره ٣٤ میلیون و ٧١٦ هزار نفر بود که از این تعداد ٢٤ میلیون و ٦٨٢ هزار و ٣٨٦ نفر به پای صندوق های رای رفتند. نکته قابل توجه در انتخابات این دوره میزان حضور مردم 1/71 درصد واجدین شرایط بود که بالاترین میزان شرکت در تمامی انتخابات های مجلس شورای اسلامی است.

 انتخابات مجلس ششم

انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی در زمان دولت اول "سید محمد خاتمی" برگزار شد. پیش از زمان برگزاری انتخابات کشورمان حوادثی چون قتل های زنجیره ای، صعود تیم فوتبال ایران به جام جهانی 1998 فرانسه و پیروزی بر تیم ملی کشور آمریکا در این مسابقات، تشکیل اولین دوره شوراهای شهر و روستا را تجربه می کرد.ویژگی خاص انتخابات مجلس ششم این بود که بنابر قانونی که در مجلس پنجم به تصویب رسید، تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی از 270 نفر به 290 نفر افزایش می یافت.

انتخابات در روز سی ام بهمن ماه سال 1378 برگزار شد. واجدین شرایط رای دادن در این انتخابات 38 میلیون و 726 هزار و 431 نفر بودند که از این تعداد ٢٦ میلیون و 82 هزار و 157 نفر در پای صندوق های رای حضور یافتند. میزان مشارکت مردم در این انتخابات 35/67 درصد بود. 

انتخابات مجلس هفتم

انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی در شرایطی برگزار شد که واکنش های غیرمتعارف کشورهای غربی به استفاده صلح آمیز جمهوری اسلامی از انرژی هسته ای و پافشاری ایران بر این حق مسلم خود به یکی از مسایل عمده در سطح جهان تبدیل شده بود.

از سوی دیگر مجلس ششم روزهای پایانی خود را در التهابات ناشی از استعفا و تحصن برخی نمایندگان این دوره می گذراند.

اول اسفند ماه سال 1382 روز برگزاری هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود. واجدین شرایط شرکت در این انتخابات 46 میلیون و 351 هزار و 32 نفر بودند که از این تعداد ٢٣ میلیون و  734 هزار و ٦٧٧ نفر در انتخابات شرکت کردند. میزان حضور مردم ٢١/51 درصد بود.

مردم ایران بار دیگر در آستانه انتخاب هشتمین دوره نمایندگان مجلس قرار دارند در شرایطی كه كشورمان با فشار های خارجی در عرصه های مختلف سیاسی ، اقتصادی و ... روبه روست . اما تجربه انتخابات گذشته نشان داده است كه این فشار ها تاثیری بر حضور مردم در پای صندوق های رای نخواهد گذاشت .            گزارش از : فرشته کاظم زاده

 

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:28 |

گزارش خانه ملت از

نقش زنان قانونگذار در کشور

با پیروزی انقلاب اسلامی حضور جدی زنان ایرانی در ساختار سیاسی کشور با توصیه های بنیان گذار انقلاب که بر دخالت زنان در مقدرات اساسی کشور تاکید داشتند و نیز با بسترسازی های انجام شده در قوانین نظام جمهوری اسلامی با جهش و رشدی بی سابقه آغاز شد.

 نقش موثر و غیرقابل انکار آنان در پیروزی انقلاب، دفاع مقدس و دیگر دوره های سیاسی کشور همگی موید این ادعاست.

تا پیش از انقلاب اسلامی به خاطر خفقان و فساد حاکم، زنان کمتر در جنبش های عمومی حضور داشتند و به ندرت نیز از خواسته ها و مطالبات خود سخن می گفتند اما در جریان و بعد از پیروزی انقلاب این بخش از جامعه دوران جدیدی را تجربه کردند. در دوران انقلاب، زنان با تغییرات مثبت گسترده ایجاد شده در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و باز شدن فضای جامعه با جرات و اعتماد به نفس بیشتری با شرکت در مبارزات اجتماعی بر مطالبات و خواسته های خود تاکید ورزیدند.

پیشرفت زنان در مدارج علمی بالا و دانشگاهی بعنوان یک شاخص فرهنگی و علمی بیانگر نمود اجتماعی جامعه زنان در کشور است که با دوران قبل از انقلاب به هیچ وجه قابل مقایسه نیست.

اگر چه این حرکت رو به رشد نوید بخش آینده ای روشن برای حضور هر چه بیشتر این قشر در فعالیت های مختلف است؛ اما با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، زنان با وجود کسب موفقیت های چشمگیر در عرصه های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و حضور عمومی در عرصه دفاع از انقلاب، هنوز برای حضور در عرصه هایی نظیر نمایندگی مجلس تمایل زیادی نشان نمی دهند. به ویژه در عرصه انتخابات گویی جامعه زنان از حق خود برای تصاحب کرسی های قوه قانونگذاری به نفع مردان چشم پوشی کرده اند.این بی رغبتی با وجود کثرت زنان نخبه و تحصیل کرده در بخش های مختلف جای تامل دارد!

در این نوشتار برآنیم تا به بررسی جایگاه زنان در  عرصه قانونگذاری کشور بپردازیم. از این رو ابتدا به بیانی مختصر از آمار و ارقام و نام افراد خواهیم پرداخت و سپس به قوانینی اشاره می نماییم که متاثر از فعالیت نمایندگان زن و همچنین در ارتباط با مسایل زنان به تصویب مجلس رسیده اند.

حضور زنان در انتخابات مجلس

براساس آمارهای رسمی، روند حضور زنان در انتخابات مجلس پس از انقلاب سیر صعودی را نشان می دهد، اما به تناسب جمعیت زنان کشور و با توجه به تحولات صورت گرفته به لطف انقلاب در جایگاه جامعه زنان، هنوز این حضور متناسب با حضور در دیگر عرصه های فعالیت اجتماعی نیست.

مقایسه آمار شرکت کنندگان زن در دوره های اول تا هفتم انتخابات مجلس شورای اسلامی، رشد 10 درصدی حضور نامزدهای زن در مجلس را نشان می دهد. تعداد زنان داوطلب از 90 نفر واجد صلاحیت برای نامزد شدن مجلس در دوره اول به 827 نفر واجد صلاحیت برای مرحله هفتم رسید.

در سه دوره اول انتخابات مجلس شورای اسلامی حضور و مشارکت زنان در عرصه داوطلبی بسیار ناچیز بود. به طوری که در مرحله اول، دوم و سوم به ترتیب فقط 02/2 درصد (90 نفر)، 98/1 درصد (25 نفر) و 99/1 درصد (37 نفر) از داوطلبان نمایندگی مجلس زن بودند.

اما این روند از مجلس چهارم اندکی تغییر کرد. طوری که نسبت زنان نامزد نمایندگی مجلس چهارم به 6/3 درصد (82 نفر) و برای مجلس پنجم به 46/5 در صد (326 نفر) کل نامزدها رسید.

در انتخابات مجلس ششم  504 زن داوطلب نمایندگی شدند  و در انتخابات هفتم زنان با 11/10 درصد (827 نفر) از داوطلبان را تشکیل می دادند.

در میان انتخابات هفت دوره مجلس شورای اسلامی پایین ترین میزان مشارکت زنان در زمینه داوطلبی مربوط به مجلس دوم با 32 نامزد می باشد.

در دوره های اول تا چهارم بیشتر کاندیداهای زن از تهران بودند اما از آن دوره به بعد نامزدهایی از مشهد، تبریز، کرمانشاه، اصفهان و شهرهای دیگر نیز داوطلب نمایندگی شدند.  

سهم زنان از کرسی های مجلس

با توجه به روندی که ذکر شد، در مجالس اول و دوم و سوم فقط 4 نفر (37/1 درصد) از انتخاب شدگان زن بودند.

در دوره چهارم زنان توانستند 10/3 درصد (9 نفر) و در دوره پنجم 1/5 درصد (14 نفر) از کرسی های مجلس را به خود اختصاص دهند.

در مجالس ششم و هفتم نیز زنان با رقم مشابه 4/4 درصد (13 نماینده) در قانونگذاری مشارکت یافتند.

چنانکه مشاهده می کنیم بالاترین حضور زنان در مجلس دوره پنجم با 14 نماینده و پایین ترین حضور به سه دوره نخستین هریک با 4 نماینده باز می گردد. 

زنان قانونگذار

مجلس اول

در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی چهار زن توانستند به مجلس راه پیدا کنند که هر چهار نفر از تهران بودند. این چهار تن عبارت بودند از:

مریم زعفرانی بهروز (بهروزی)

عاتقه صدیقی (رجایی)

گوهرالشریعه دستغیب

اعظم علایی طالقانی 

مجلس دوم

در این دوره نیز همانند دوره اول 4 نماینده به مجلس راه یافتند که سه نفر از آنها در دوره اول نیز نماینده بودند. این نمایندگان عبارت بودند از:

مریم زعفرانی بهروز (بهروزی)

گوهرالشریعه دستغیب

مرضیه حدیدچی (دباغ)

عاتقه صدیقی (رجایی) 

مجلس سوم

در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی همان 4 زن نماینده دوره دوم وارد مجلس شدند:

مریم زعفرانی بهروز (بهروزی)

گوهرالشریعه دستغیب

مرضیه حدیدچی (دباغ)

عاتقه صدیقی (رجایی) 

مجلس چهارم

تعداد نمایندگان زنی که در این دوره به مجلس راه پیدا کرده اند 9 نفر بود. یکی از ویژگی های این دوره از انتخابات این بود که تعداد نمایندگان زن نسبت به دوره های قبل افزایش یافته بود و دیگر اینکه نمایندگان زن برخلاف سه دوره قبل که کاندیداهای انتخاباتی زن تنها از تهران بودند از شهرستان های مشهد، تبریز و کرمانشاه نیز انتخاب شدند.

نمایندگان زن این دوره عبارت بودند از:

فرخ تاج امیر شقاقی

اختر درخشنده

مریم زعفرانی بهروز (بهروزی)

پروین سلیمی

قدسیه سیدی علوی

نفسیه فیاض بخش

منیره نوبخت

مرضیه وحید دستجردی

فاطمه همایون مقدم 

مجلس پنجم

در این دوره 14 نماینده زن به مجلس راه یافتند که از لحاظ تخصص تنوع بیشتری داشتند. نکته قابل توجه در مورد نمایندگان زن این دوره این بود که میانگین تحصیلی آنان بالاتر از کارشناسی (لیسانس) بود. قانونگذاران زن در مجلس پنجم عمدتا پزشک زنان یا مهندس بودند.

این نمایندگان عبارت بودند از:

شهربانو امانی انگنه

نیره اخوان بیطرف

زهرا پیشگاهی

سهیلا جلودارزاده

مرضیه حدیدچی (دباغ)

الهه راستگو

فاطمه رمضان زاده

قدسیه سیدی علوی

مرضیه صدیقی

نفسیه فیاض بخش

فاطمه کروبی

منیره نوبخت

مرضیه وحید دستجردی

فائزه هاشمی بهرمانی 

مجلس ششم

در این دوره تعداد نمایندگان زن با یک نفر کاهش نسبت به دوره پنجم به 13 نفر رسید.

این نمایندگان عبارت بودند از:

شهربانو امانی انگنه

سهیلا جلودارزاده

فاطمه حقیقت جو

سیده فاطمه خاتمی

فاطمه راکعی

طاهره رضازاده شیرازی

حمیده عدالت

وحیده علایی طالقانی

جمیله کدیور

الهه کولایی

مهرانگیز مروتی

اکرم مصوری منش

اعظم ناصری پور 

مجلس هفتم

در این دوره از مجلس نیز 13 زن توانستند به مجلس راه یابند که  این افراد عبارتند از:

فاطمه آجورلو

فاطمه آلیا

فاطمه رهبر

نیره اخوان بیطرف

لاله افتخاری

الهام امین زاده

رفعت بیات

هاجر تحریری نیک صفت

عشرت شایق

عفت شریعتی کوهبنایی

نفسیه فیاض بخش

مهرانگیز مروتی

سهیلا جلودارزاده

 

نقش زنان در مصوبات مجلس

با وجود حضور نه چندان گسترده زنان در صحنه قانونگذاری کشور، تاکنون قوانین بسیاری در رابطه با امور زنان در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است. چنانکه تعدد و تنوع این قوانین را می توان دلیل دیگری دانست برای تحولات صورت گرفته در جایگاه زنان در جامعه بعد از انقلاب اسلامی.

البته ناگفته نماند جامعه زنان کشور با همین حضور حداقلی خود در مجلس نیز توانمندی و تاثیرگذاری های قابل توجهی در صحنه قانونگذاری کشور به نمایش گذاشتند. چنانکه بسیاری از قوانین مصوب مجلس در ارتباط با امور زنان نتیجه مستقیم یا غیر مستقیم فعالیت های نمایندگان زن به تصویب رسیده است. 

مجلس اول

- طرح حضانت فرزندان برای زنان که هسرانشان شهید شده یا فوت شده اند. 

مجلس دوم

- طرح بیمه زنان بی سرپرست 

مجلس سوم

- قانون حقوق والدین بازنشسته و وظیفه و مستمری بگیر شهدا و جانبازان و مفقودین انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی

- قانون ادامه استفاده خانواده افرادی كه ساكن خانه های سازمانی بوده و شهید، جانباز، اسیر و مفقودالاثر شده اند

- قانون حقوق و مزایای مستمر، پس انداز ثابت، حق بیمه و بیمه درمانی مشمولین قانون ارتش جمهوری اسلامی ایران

- قانون ایجاد تسهیلات لازم جهت صدور پروانه كسب برای جانبازان، اسرای آزاد شده و خانواده محترم شهدا و مفقودین و اصلاح موادی از قانون نظام صنفی

- قانون بیمه بیكاری

- قانون مشمول قوانینی كه در مورد شهدا و خانواده معظم ایشان وضع گردید یا می‌گردد به اسرا و مفقودالاثرها و خانواده ایشان 

مجلس چهارم

- قانون تامین زنان و کودکان بی سرپرست

-  قانون تخصیص سهمیه برای زنان در پذیرش دستیاری رشته های تخصصی پزشکی

-  قانون ترویج تغذیه با شیر مادر و حمایت از مادران در دوران شیردهی 

مجلس پنجم

- قانون الحاق یک تبصره به ماده 1082 قانون مدنی در خصوص مهریه

- قانون الحاق یک تبصره به قانون راجع به خدمت نیمه وقت بانوان

- قانون اختصاص تعدادی از دادگاه های موجود به دادگاه های موضوع اصلی 21 قانون اساسی (دادگاه خانواده)

- قانون الحاق یک بند و یک تبصره به ماده 6 قانون مطبوعات

-  ممنوعیت استفاده ابزاری از افراد اعم از زن و مرد در تصاویر و محتوی، تحقیر و توهین به جنس زن، تبلیغ تشریفات و تجملات نامشروع و غیرقانونی

-  قانون الحاق یک تبصره به ماده 42 آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی که در این راستا کمیسیونی جهت رسیدگی به مسایل مربوط به زنان، جوانان و خانواده تشکیل شد.

- اصلاح تبصره 1 از قانون اصلاح ماده 9 قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت

- اصلاح تبصره 4 از قانون فراگیری آموزش های فنی و حرفه ای برای اشتغال به کار 

مجلس ششم

-  قانون الحاق ماده 7 و تبصره آن به قانون نقل و انتقال دوره ای قضات

-  قانون اصلاح ماده 3 قانون اعزام دانشجو به خارج از کشور مصوب 1364

- قانون معافیت زنان از پرداخت نیم عشر مالیات بر مهریه

-  قانون استفساریه قانون الحاق یک تبصره به قانون استخدام جانبازان، اسرا و افراد خانواده شهدا، جانبازان از کارافتاده، اسرا و مفقودالاثرهای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی

-  قانون اصلاح ماده 9 قانون نظام هماهنگ پرداخت

-  قانون اصلاح ماده 58 قانون استخدامی وزارت اطلاعات و الحاق دو تبصره به آن

- قانون الزام بانک ها به پرداخت تسهیلات به وراث جانبازان و آزادگان متوفی

-  قانون الحاق تبصره 3 به ماده 3 قانون ترویج تغذیه با شیر مادر و حمایت از مادران در دوران شیردهی

-  قانون اصلاح ماده 1041 قانون مدنی موضوع ماده 24 قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370

-  قانون الحاق یک تبصره به ماده 1130 قانون مدنی

- قانون اصلاح موادی از قانون مدنی (1107-1110-1133)

-  قانون حمایت از کودکان و نوجوانان

-  قانون موافقتنامه همکاری در زمینه فعالیت زنان و خانواده بین ایران و تونس

-  قانون اصلاح موادی از قانون مدنی 1369 قانون مدنی (حضانت) 

مجلس هفتم

-  طرح ساماندهی مد و لباس

-  تسهیل ازدواج جوانان

-  منشور حقوق و مسئولیت های زنان

-  قانون تعیین تکلیف فرزندان حاصل از ازدواج ایرانی با خارجی

-  طرح اصلاح قانون مدنی

- قانون مبارزه با قاچاق انسان

-  بازنشستگی زودتر از موعد زنان 

گزارش از:  طاهره پوراردشیر

+ نوشته شده توسط رسول عزیزی نژاد جولندان در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 10:37 |

خــبرگزاری مجـلس شورای اســلامی

سرويس  گزارش  -  22 اسفند 1386 ساعت 13:07

آسیب شناسی تبلیغات انتخاباتی

تبلیغ و تبلیغات در شرایط امروز جوامع به ابزاری مناسب برای عرضه کالاهای اقتصادی، فرهنگی و منویات سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است.

در عرصه سیاست با عنایت به نقش افکار عمومی در مبادلات قدرت، تبلیغات سیاسی از سالیان دور همواره مورد توجه رهبران و سیاسیون درکشورها و سرزمین های مختلف بوده است.

در تبلیغات سیاسی برنامه ریزان تبلیغاتی با کمک گرفتن از اصول روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی سیاسی و تکنیک های پیچیده تبلیغاتی تلاش می کنند اهداف خود را به مخاطب القا نموده و افکار عمومی را اقناع نمایند.

مهمترین زمینه به کارگیری تبلیغات سیاسی، عرصه انتخابات را که رکن اصلی حکومت های مردمی است تشکیل می دهد و ارتباط مستقیمی با افکار عمومی جامعه دارد. اینجاست که نقش تبلیغات متبلور می شود. تلاش برای جلب و جذب آرای عمومی که در واقع شکل رسمیت یافته افکار عمومی است، هدف اصلی تبلیغات انتخاباتی می باشد و از آنجا که تعدد گزینه ها در طبیعت انتخابات نهفته است، رقابت های انتخاباتی اجتناب ناپذیر خواهد بود. چگونگی انجام تبلیغات در پیروزی فرد یا گروه در رقابت های انتخاباتی نقش تعیین کننده ای خواهد داشت.

ایران و انتخابات مجلس هشتم

تبلیغات انتخاباتی در کشور ما از جهات ساختاری، محتوایی و روشی قابل تامل است.

زمان در نظر گرفته شده برای تبلیغات و میزان برخورداری نامزدهای انتخاباتی از ابزارهای تبلیغاتی و توان مالی آنها از جمله مسایلی است که از بعد ساختاری، رقابتهای انتخاباتی در کشور ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

به عقیده برخی کارشناسان زمانی که قانون برای انجام تبلیغات کاندیداها و به ویژه نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی در نظر گرفته بسیار کم می باشد و کاندیداها ناچارند در مدت زمان کم با حضورهای پیاپی در محل های مختلف و ارائه سخنرانی های فشرده به ارائه برنامه ها و سیاست های خود بپردازند. این تراکم از یکسو بر سطح توانایی های فیزیکی افراد و از سوی دیگر بر محتوای میتینگ ها و سخنرانی های آنها تاثیر می گذارد.

البته افزایش زمان تبلیغات کاندیداها ، به ویژه در مورد مجلس با مشکلاتی چند مواجه است. چنانکه در صورت چنین افزایشی نمایندگان حاضر در مجلس به دلیل تشکیل جلسات علنی در مقایسه با کاندیداهای خارج از مجلس فرصتی بیشتری برای مطرح شدن در رسانه های عمومی خواهند داشت. از این رو چنین مساله ای را نمی توان با یک تصمیم لحظه ای مرتفع نمود، بلکه به کار کارشناسی عمده ای نیازمند است.

مساله دیگر در این زمینه میزان برخورداری نامزدها از ابزارهای تبلیغاتی است. رسانه ملی به جهت برخورداری از بودجه ملی، طبیعتا مجاز به تبلیغ برای فرد یا گروهی نیست. سایر رسانه های نوشتاری هم در اکثر مواقع تبلیغ افراد و گروه های نزدیک به مواضع سیاسی خود را تامین می کنند.

در انتخابات پیش رو فضای فعلی رسانه ها خصوصا سایت ها و مطبوعات به نحوی است که صرفا کاندیداهای احزاب از طریق درج اخبار لیست ها و یا افرادی که توان پرداخت هزینه تبلیغات را دارند مطرح می شوند. به عبارتی دیگر نامزدهایی که امکان حضور در لیست گروه ها و احزاب معروف را ندارند، یا فاقد توان مالی لازم برای تامین هزینه های تبلیغاتی هستند ، توان رقابت  با سایرین نخواهند داشت .

به نظر می رسد باید سازوکارهایی طراحی شوند تا از طریق رسانه های عمومی یا ابزارهای مناسب دیگر، بسترهایی برای طرح همه افراد فراهم گردد تا نیروهای توانمند مستقل نیز امکان شناسایی و طرح برنامه ها و ارائه شعارهای تبلیغاتی خود را داشته باشند.

اما از لحاظ محتوایی یکی از عمده ترین مسائلی که تبلیغات انتخاباتی در ایران با آن مواجه می باشد این است که سرمایه گذاری افراد و گروه ها و احزاب سیاسی بر شهرت و برجسته بودن نامزدها به مراتب بیشتر از برنامه ها و سیاستهای آنهاست.

نکته دیگر در بعد محتوایی به وعده های انتخاباتی باز می گردد. اهداف زیبایی همچون کاهش فقر، گسترش عدالت، برطرف ساختن تمامی مشکلات اقتصادی جامعه و... که از سوی برخی افراد و گروه ها مطرح می گردد عمدتا مسایلی هستند که حل آنها را باید در برنامه های دراز مدت کل کشور جست و جو کرد. با این وجود بسیار می بینیم که کاندیداها در شعارهای تبلیغاتی چنین رویکردی دارند و از آنجا که حل آنها بسیار بیشتر از توان کاری یک دوره کامل مجلس است چه رسد به یک نماینده یا حزب، می تواند اثرات سویی بر اعتماد عمومی به کاندیداها و حتی کل مجلس داشته باشد.

از سوی دیگر بسیار دیده شده که کاندیداها خصوصا در شهرستان ها با وعده هایی منطبق بر نیازهای محلی همچون آوردن گاز به منطقه، آسفالت خیابان ها، ساخت کارخانه در منطقه و... در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا می کنند؛ در حالی این قبیل کارها نه تنها اموری اجرایی است که در حوزه وظایف دولت جای داشته و خارج از حوزه اختیارات یک نماینده هستند، بلکه به تعبیر مقام معظم رهبری با روح نمایندگی مردم و لزوم توجه به مصالح کشور در تضاد است.

وجود چنین فضای تبلیغاتی در انتخابات مجلس شورای اسلامی به نظر انحرافی را در شناخت مردم از نامزد اصلح و انتخاب وی به وجود می آورد که نتیجه آن در  کاهش کارآمدی و قدرت مجلس نمایان می شود. یعنی تصور عمومی از نماینده آن است که به وضعیت معیشتی مردم بپردازد نه آنکه وعده تصویب قوانین را در شعارهای خود مطرح سازد . به عنوان مثال چنانچه نماینده ای از مردم درخواست کند که در صورت انتخاب وی تصویب قوانینی را پیگیری خواهد کرد که در میان مدت و درازمدت منافع کشور تامین کند ، مردم به او رای نخواهند داد ولی نامزد دیگری با توسل به شعارهای آرمانگرایانه و نشدنی و همچنین برخورداری از تفکرات محلی به جای ملی، موفق به کسب آرای مردم می گردد.

صورت دیگر این موضوع از این قرار است؛ نماینده ای که تصویب قوانین ملی و منطقه ای را هدف خود برای ورود به مجلس قرار داده است ، برای کسب آرای مردم، در اتخاذ روش های تبلیغاتی به سمت روش های کاذب گرایش پیدا می کند و در نهایت در انتظار مردم از مجلس به نظر انحراف اساسی ایجاد می شود.

شاید بهترین اقدامی که برای برطرف شدن ابهامات موجود در این زمینه می توان انجام داد، تلاش برای معرفی جایگاه مجلس و نمایندگان در ساختار سیاسی جمهور ی اسلامی ایران برای مردم باشد. با مشخص شدن وظایف اصلی مجلس شورای اسلامی - قانونگذاری و نظارت بر اجرای قانون - در نزد مردم می توان انتظار داشت که دیگر آنان وعده انجام کارهای اجرایی را نپذیرفته و از آنان برنامه های برای انجام وظایف قانونی نماینده مجلس مطالبه کنند.

از جهت روشی باید گفت اگر چه مسایل گفته شده در بالا کم و بیش به نحوه انجام تبلیغات انتخاباتی هم مربوط می شود، اما مهمترین مساله ای که این روزها در زمینه روش تبلیغ از آن صحبت می شود بیانگر نوعی تخلف انتخاباتی هم هست.

پرداختن به خود و برنامه های پیشنهادی خود به جای بیان نقاط ضعف، ایرادات، ناتوانایی ها و در مواردی تخریب رقبا مساله ای است که این روزها بسیاری از بزرگان نظام بر آن اصرار می ورزند.

مساله دیگر نوع تبلیغاتی است که نامزدها به آنها متوسل می شوند. در هر انتخابات مبالغ هنگفتی صرف چاپ و انتشار اعلامیه ها، کارت ها، بولتن ها و بروشورهای انتخاباتی می شود به طوریکه در برخی موارد در و دیوار و حتی کف خیابانها از اقلام تبلیغاتی پوشیده می شود. به همین خاطر در روزهای اخیر نمایندگان مجلس هفتم در آخرین جلسات علنی خود تا قبل از تعطیلی مربوط به زمان تبلیغات انتخاباتی، قوانینی را به تصویب رساندند که از اینگونه حیف و میل ها تا حد امکان جلوگیری شود.

از سوی دیگر شاهد بودیم وزارت کشور با انتشار دو پروتکل "شیوه نامه تبلیغات انتخاباتی" و "منشور اخلاقی انتخابات"